بكنيم ديديم پشتسر ما جمعيت زياد داخل شدهاند . ترس آنكه شاه اين جمعيت را ملاحظه كرده روى ما را زمين بيندازد عرض نكرديم . شاه هم عذر خواسته كه بايد اندرون بروم و تشريف برد .
حكومت ظل السلطان - حكام ديگر
از اخبار جديد حكومت شاهزاده ظل السلطان است به شيراز كه همان ديروز بعد از ظهر چاپارى تشريف بردند و من حدس مىزنم حضرت و الا از اصفهان خودى به ميان دهات خود انداخته هيچ نرود ، يا اگر برود بعد از يكى دو ماه استعفا كرده مراجعت در علاقهجات اصفهان خود بماند و به طهران نيايد . قبول اين زحمت را براى استراحت بعد خود كرده باشد . گفتند وزير مخصوص صاحب اختيار اصفهان حاكم شد .
علاء الملك يا طهران مىآيد يا از بس عميد الدولهء خودمان در رفتن يزد غمزه مىآيد آنجا برود . فرمانفرما جدا استعفا داده يعنى نمىتواند تبريز برود . اگرچه ما بين شيخ سليم و مير هاشم - كه اين مدت براى رياست تامهء خود جنگ و نزاع داشتند و اين همه خونها ريخته شد و مال غارت شد - صلح واقع شده است !
مؤيد السلطنه
بارى منزل آمدم . ديدم مؤيد السلطنه وزير عدليه ديدن حضرت و الا آمده و در اطاق من نشستهاند . صحبت زياد شد . اين ميرزا رضا خان مؤيد السلطنه سابقهء ارادت به حضرت و الا دارد . روسى ، فرانسه ، آلمانى مىداند . مدتها سفير آلمان بود . تازگى هم از سفارت فوقالعاده كه اعلان سلطنت شاه بود مراجعت كرده .
عدليهء ايران
معلوم شد پريروز در « انجمن اصناف » همه وزراء و حجج اسلام را دعوت كرده بودند . بدوا شكايت از وزارت عدليه مىشود و مخبر السلطنه كه حالا وزير علوم است مىگويد يك ماه من وزير عدليه بودم يك صندوق مملو از رقعهجات « توسط » دارم .
ناسخ و منسوخ آقايان هم كه اندازه ندارد . خوب است آقايان نشسته بعضى احكامات شرع را كه تغييرناپذير است مدون [ كنند ] و به دست حاكم عدليه بدهند تا آنقدر احكام غير ما انزل الله داده نشود . سيدى طرف مىشود كه فرمايشات شما راجع به حضرت آيت الله آقا سيد عبد الله است و آن اين كسى است كه جان خود را بالاى مشروطه گذاشته ، چنين و چنان كرده . جمعى بر ضد او برخاسته حمايت از مخبر السلطنه مىكنند .
نزديك مىشود نزاع كلى شود آقا و وزراء را از مجلس خارج مىكنند . آقا سيد عبد الله از