آنكه شرع و عقل حكم مىكند كه تعيش و زندگانى بنى نوع بدون قصاص و امنيت مملكت بدون سياست محال است . . . « 1 » اعليحضرت شهريارى و مجلس شوراى ملى و كابينهء وزرا در انتظام مملكت و آسودگى ملت هرقدر متحمل زحمات باشند و خواب را بر خود حرام نمايند بدون اجراء مادهء قصاص و مجازات بىنتيجه خواهد ماند و فايدهاى به زحمات ايشان مترتب نخواهد شد . زيرا زندگانى نتيجهء قصاص و امنيت نتيجهء مجازات است و از مقدمات ديگر اين نتيجه حاصل نخواهد شد و امنيت بلاد و رفاهيّت عباد نقطهء دايرهء ترقيات است . تا امنيت و رفاه نباشد كارها صورت نخواهد گرفت . »
از عفو عمومى امسال و اينكه واسطه زيادتر شده مختصر گفته . بعد از مدعى عموم مىنويسد ، الى آخر .
نوروز 1326
شنبه 18 شهر صفر المظفر 1326 هجرى - اول درجهء حمل مطابق 21 مارس 1908 ميلادى - اول فروردين ماه 830 جلالى تحويل حمل به افق طهران ، ديشب به زيچ محمد شاه هندى 9 ساعت 25 دقيقه و 31 ثانيه ، به ريج فرنگى 9 ساعت 48 دقيقه ، به زيج الغ بيگ صبح امروز 41 دقيقه گذشته واقع شد . من و گويا بيشتر مردم اين شهر خوابيده بوديم . اين عيد در ايام ناصر الدين شاه خيلى مفصل و باشكوه گرفته مىشد . در [ دورهء ] مظفر الدين شاهى كمتر شد تا به ماه محرم رسيد و الى حال پاك به احترام محرم از ميان رفته . در روزنامههاى سابق خود مفصلا شرح اين عيد نوروز را دادهام محتاج تكراى نيست .
عيدى
بعد از شرفيابى حضور حضرت و الا ، منصور الدوله پسر معتضد السلطنه با درشكه آمد كه همه خانهء آقاى عضد الملك جمع هستند شما هم بيائيد . آنجا رفتم . معلوم شد آقاى عضد الملك حضرت عبد العظيم مشرف شدهاند . قدرى نزد سالار ئيلخانى نشستيم .
از آنجا دربخانه رفتيم . آقاى عماد السلطنه ، عميد الدوله ، شعاع الدين ميرزا بودند . معلوم شد به بعضيها هم اعليحضرت يك پنج هزارى سكهء خودشان مرحمت كردهاند . وكلا خدمت شاه بودند . آنها بيرون آمدند عيدى هم گرفته بودند . بعد وزراى مسئول رفتند . ما هم جمعا رفتيم . پسر وزير دربار كه سابقا وزير افخم لقب داشت عرض كرد احضار شديم ، وزراء هم بودند . شاه يكانيكان احوالپرسى فرمود . خواستيم عنوان عيدى را
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .