تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1998

مساهمون:

ص١٩٩٨
ايستادم . او رفت وقت ناهار بود . باغ هم خلوت شده بود . پيشخدمتهاى شاه اطراف امير معظم ، حاجب الدولهء سابق كه سه روز است حاكم طهران شده جمع شده بودند داد و بيداد مىكردند . از ابراهيم خان جويا شدم گفت راپرت خلافى به شاه درباب ما داده حالا مىخواهند او را به ديوانخانه و محاكمه ببرند . مملكت مشروطه شده حق ندارد هتك شرف كسى را بكند . ملك آرا آمد . مىگفت آنچه درد دل داشتم [ گفتم ] و دل خود را خالى كردم ، اما چه فايده ! در باب هبه‌نامه شاه صريح فرموده بودند استخاره كرده‌ام به شما بدهم بد آمده . اما هر وقت وزير عدليه بخواهد مىدهم . ممتاز الدوله هم خيلى همراهى كرده بود . ملك‌آرا اطمينان مىداد كه به وزير عدليه شاه خواهد داد . وقت هم گذشته بود منزل آمدم كه حضرت و الا را آگاه كنم . من نمىدانم طفرهء شاه و هر روز يك عنوان براى چيست . اين‌كه به حال او ضررى ندارد ، بلكه منفعت هم مىبرد . بارى منزل آمدم . نيم ساعت از ظهر گذشته بود تفصيل را به حضرت و الا گفتم . حضرت و الا دربخانه تشريف بردند . شاه كه خوابيده بود نظام السلطنه را ملاقات فرموده بودند .

الموت

اطمينان و قول داده بود كه مأمور جديد تا الموت روانه نكند مأمورين قديم را نخواهد . زيرا اگر اينها بيايند و كسى آنجا نباشد ديگر ما داراى يك شعير ملك نمىباشيم . شيراز و آذربايجان نظم خواهد گرفت و الموت نخواهد گرفت ! چند نفر هرزه و اين حاكم قزوين محال است بگذارند . افخم الدوله هم عاجز شده با تمام زرنگى . دو نفر زن و يك مهتر ابو القاسم خان هم مقتول شده‌اند . الموتى كه از دماغ كسى خون نمىآمد سه قتل واقع شده و اى به حال ساير جاها . عصر آقاى عماد السلطنه را « مجمع قاجار » بردم . خيلى تبريك و تهنيت گفتند . حقيقة به وجود همچو عالم فاضلى بايد مباهات كنند . از آنجا خانهء عميد الدوله [ رفتم . ] قرار شد اگر روز يكشنبه ديوانخانه تعطيل نباشد برويم و عارض شويم . بفصل الله تعالى بلكه كارى انجام بگيرد .

قضيهء بمبها

حكايت بمب را قتل قوام و سيد احمد و شيخ محمد باقر كهنه كرد . همان‌طور كه شاه روز دوم آن به حضرت و الا فرموده بود ماست‌مالى مىكنند . نزديك است به حقيقت برسد . بطور يقين از بمب و تيرى كه بعضى از غلامهاى كشيك‌خانه بىجهت انداختند