برويم . تا ملت غيور نجيب شش هزار سالهء ايرادى به « مجمع قاجار » وارد نياورد . . . « 1 »
خانهء شميران
دوشنبه 13 - صبح زود بيدار شدم . خبير همايون هم آمد به سمت شمران روانه شديم . با وجودى كه سيزده صفر و دوشنبه بود هيچكس در راه ديده نشد . بيچاره مردم از همه چيز افتادهاند . . . « 1 » آسمان ابر كمى داشت اما خيلى گرم بود كه پالتو زيادى مىكرد .
جمشيد بيك هم از عقب رسيد . ذرعى صد دينار عباس مقاطعه كرد « پينه » بردارى و يك شاهى هم براى تسطيح و نهر درست كنى . همچو صلاح ديدند تمام را بيدستان كنيم . آب هم نزديك است و انشاء الله خوب مىشود و بعد از گرفتن بيدها تمام نهرها را صاف كرده چمن بكنيم . حمام بسيار خوب شده خرابى هم نداشت . اما عمارت كلية خراب شده و بايد تعمير كلى كرد . باغ پائين چندان مخروبه نشده . حاجى عباس كه پول نداد .
ناچار خودم دادم كه درست كنند ، زيرا وقت نزديك است بگذرد و كسى در فكر نيست .
عصر چند دانه باران آمد . از ترس باران زودتر حركت كرديم و تند آمديم . زنها سيزده به درآمده بودند . همه سبزى صحرائى مىچيدند . در ده يك نفر آدم نبود ، همه مشغول زراعت بودند .
آقا سيد جمال ده روز در تجريش روضه خوانده بود ، تمام از همان حرفها كه در طهران كهنه شده است . تجريشيها اعتقادى پيدا كردهاند . هشتاد تومان نقد بعلاوه كرايهء درشكه تقديم آقا كردهاند . زير عشرتآباد خيلى باغ ساختهاند . يك باغ مفصل مال آقا سيد احمد پسر آيت الله آقا سيد عبد الله بود . اين پسر آقا خازن مهر مبارك آقا است .
حكمهاى متوسط را پنج تومان رسوم دريافت مىفرمايند . اعلى باشد اندازهء معين ندارد .
هبهنامه - حاكم طهران
پنجشنبه 16 صفر - با وجودى كه آقاى عماد السلطنه اينجا تشريف مىآورند حضرت و الا حكم فرمودند دربخانه نزد رئيس الوزرا بروم . معظم له خيلى دير آمدند .
آنوقت هم با ساير وزراء حضور رفتند و خلوت شد . بعد هم كه بيرون آمدند با وزرا خلوت نمودند . ملكآرا در باغ بود و انتظار آمدن حضرت و الا و سايرين را داشت كه در مسئلهء هبهنامه و وعدهء امروز شرفياب شوند . عميد الدوله و سايرين كه نيامدند ابراهيم خان همشيرهزادهء ملكآرا گفت اطاق شاه خلوت است ، اگر ميل داريد شرفياب شويد . ملكآرا استخاره كرده شرفيابى بسيار خوب آمد . من به انتظار حضرت و الا
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .