آوردن شيخ فضل الله
رفتيم ميدان . جمعيت در راه و توپخانه زياد بود ، تمام با اسلحه . بعلاوه همهجا سرباز و قزاق مستعد ايستاده بود . تمام اطاقهاى هميشگى توپخانه كه رئيس مىنشست با بالاخانهها را گرفته چادر بزرگى هم زير درخت بىپير نارون زده بودند . مجد الدوله در اطاق دفتر توپخانه ناچارى نشسته بود . تبريك گفته از دربخانه جويا شد . آنچه ديده و شنيده بودم گفتم . همقطارهاى قديم كه حالا كمتر ديده مىشوند آنجا ملاقات [ شدند ] و بسيار از ديدار همديگر محظوظ شديم . آقا شيخ فضل الله را رفتند و آوردند به چه ازدحام و جمعيتى . آقاى شيخ با ملا محمد آملى سوار الاغ . در جلو و عقب آنها جمعيت همه با اسلحه [ بودند ] و فرياد مىكردند بطور منظم :
مشروطه نمىخواهيم ، * ما دين نبى خواهيم .
زندهباد محمد على شاه ، * زندهباد اسلام ، پست باد وكلا .
به اين طمطراق آقا به حضرت عبد العظيم هم نرفته بود ( يعنى آنوقت كه چهار ماه مجاور بود و مخالف مجلس ) . بعد رفتند آقا سيد على آقا يزدى و برادرش و حاجى آخوند رستمآبادى و جمعى ديگر از پيشنمازها را آوردند . صحبت زياد شد . همه مىگويند مشروطه و مجلس خوب است اما نه اين مجلس و اين مشروطه . وكلاى ما « بابى » دارند ، « دهرى » دارند ، « طبيعى » دارند ، لامذهب ، فرنگى مآب دارند . چه اصرارى است همه آنها وكيل باشند . چه ضرر دارد موكلين وكلاى خود را عوض كنند و وكلاى صحيح بگذارند .
مداخل وثوق الدوله
وثوق الدوله پارسال خانهاش را به ظهير الاسلام فروخت تمام را به قرض داده . باز با هشت هزار تومان قرض رفت حالا يك عمارت ساخته كه صد هزار تومان قيمت دارد سواى پول نقد . استيفاى آذربايجان را ول كرد وكيل شد . تمام مواجبهاى مردم را كم كرده .
از ميان دويست هزار نفر براى خودش كه سه هزار تومان مواجب داشت هزار تومان هم علاوه كرد . همينطور تمام مواجب زنها را يا به كلى زده يا نصف كرده ، مال زن خودش را كم نكرده و اقوامش را كم نكرده . هركس هم پول داده كسر نكرده است . دويست هزار تومان مىگويند مداخل كرده .