تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1859

مساهمون:

ص١٨٥٩
برود ، خيلى مزه دارد . در كدام مملكت صاحب‌منصب و اهل نظام جزو انجمن مىشود و قسم مىخورد كه اينجا شدند .

زنها و استبداد

زنهاى بيعار از صبح ايستاده بودند ، از مجد الدوله نفرى دو هزار پول ناهار مىخواستند . چند نفر خوشگل ميان آنها بود . كليهء زنها مستبد هستند و جنسا از شاه خوششان مىآيد . در اين مدت هر زنى كه ديدم از خويش و بيگانه ، خانم و كلفت از مجلس و آخوندها و اين اوضاع بد مىگفت . مضمونهاى بكر آنها خيلى خنده‌دار است .

مشرق طهران مشروطه - مغرب طهران مستبد

افخم الدوله و معتضد السلطنه را ديدم سمت توپخانه مىآيند . معلوم شد وكلا حضور رفته با چهرهء خوش مراجعت نكرده بودند . بعد وزراء احضار شده [ اند . ] پس از آن طرفين در قصر ابيض مشغول مذاكرات شدند . من هم از توپخانه اطلاعات خود را دادم . گفتند برويم « مجمع قاجار » . من صلاح نديدم زيرا دم لانهء زنبور است و امروز درست شهر طهران و اهل طهران دو قسمت شده است . از توپخانه به‌سمت مشرق شهر تمام مشروطه ، از توپخانه به سمت مغرب تمام مستبد . ما را هم كه مىشناسند خصوصا در مجمع خودمان و آن محل آنها قبول نكرده ، چون كارها اين روزها به اكثريت آراء مقرر است . رفتيم درشكه كرايه كرده نزديك خانهء عميد الدوله خيابان سيف الملك يك قطار قاطر جلوى درشكه واقع شد . در اين بين به قدر بيست سى نفر فريادكنان نزديك شدند و به آهنگى اين شعر را كه از پارسال شب جشن ملّى چهاردهم جمادى الثانيه مىگفتند بلندبلند مىخواندند .
مجلس شوراى ملى تا ابد پاينده باد * بيخ استبداد و استبداديان بركنده باد

ترس معتضد السلطنه

درشكه نمىگذشت و حضرات خيره‌خيره به ما نظاره مىكردند . معتضد السلطنه از ترس ، آرام بقدرى كه مفهوم آنها مىشد مىگفت پاينده باد ، پاينده باد و سرى تكان مىداد . رفتيم مجمع چند نفرى بودند . معتضد السلطنه آرام نداشت . [ مىگفت ] برويم . جاى امنى نيست بلكه مخوف است . چاى نخورده از در ديگر مجمع بيرون آمده مبلغى راه را دور كرده دم پارك ظل السلطان سر درآورديم . افخم الدوله آنجا ماند و اين فرار را پس از ما افخم الدوله اسباب مضمونى كرده حالا حضرات ول‌كن نيستند كه از راه آب فرار كرديم ، چه كرديم ، چه كرديم . سر چهارراه درشكه نشسته توپخانه پياده شديم .