تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1858

مساهمون:

ص١٨٥٨

آلاف و الوف تقىزاده

تقىزاده آه نداشت حالا صاحب آلاف و الوف شده . يك قلم از آصف الدوله كه به پاى دار مىبردندش پانزده هزار تومان گرفته . از پسرهاى قوام سى هزار تومان ، به اتفاق و شركت رئيس مجلس از فرمانفرما تنها پنجاه هزار تومان وكلا پول گرفته‌اند . ما مىخواستيم رشوه نگيرند مال مردم را نخورند ، حالا كه مىگيرند پس چه فرقى كرده . ماهى هم كه صد تومان مواجب بردند در صورتى كه سرباز و توپچى گرسنه است و يك سال است مواجب نگرفته !

قسم مجد الدوله به مشروطه

ناهار در آنجا خورديم . بعد از ناهار آدم موثق الدوله آمد . سياهه در يك صفحه و صفحهء ديگر چيزى نوشته بود . مجد الدوله گفت بله من قسم خورده‌ام . اما من حاجى مجد الدوله‌ام و قسم خورده‌ام و به شرط قسم خورده‌ام . آدم موثق الدوله اصرار داشت زود جواب بدهد و او نمىداد . آخر گفت برو ناهار بخور بعد . او كه رفت گفت از مجلس به موثق الدوله نوشته صورت داده‌اند كه اينها كه قسم خوردند خبر كنيد بيايند او هم دنبال ما فرستاده . آجودانباشى توپخانه و برادرش امير سيف الدين كه آنها هم قسم خورده بودند . مدعى شده [ اند ] كه ما قسم به مشروطه خورده‌ايم ، اين‌كه مشروطه نيست . وانگهى علاء الدوله هم قسم خورد ، امير بهادر هم قسم خورد . چرا آن همه در منابر و مساجد به آنها بد گفتند . حاجى مجد الدوله گفت اگر آنها بگويند شما براى ما قسم خورديد ما كه براى شما قسم نخورديم چه جواب داريد . آنها ساكت شدند . من جواب دادم كه سركار اشتباه فرموديد . اگرچه من قسم نخورده‌ام و نمىخورم ، زيرا كسى قسم نبايد بخورد مملكت من منظم شود ، شهر من پاك شود ، مواجب من ماه به ماه برسد خوب است . اما وكلا روز اول قسم خوردند كه به دولت ، به ملت ، به اين آب ، به اين خاك ، به اين مردم خيانت نكنند و حالا مىبينيم از سوءتدبير آنها و طمع آنها و تقلب آنها مملكت ما رفت ، شهرهاى ما شلوغ شد ، ولايت ما برهم خورد ، قتل شد ، غارت شد ، جان ما ، مال ما در معرض تلف است . پس اول آنها خيانت و خلف كردند و تقصير دارند نه شما . اين بيان من جان تازه به حضرات داده ديگر دنبال آن را آورده نگفتنيها را گفتند . آخر هم سياهه را نداد . برداشته دربخانه خدمت شاه برد . معلوم است چه خواهد گفت و كار موثق الدوله به كجا مىكشد كه رئيس انجمن اكابر شده . حقيقة در اين موقع اين احضار و عنوان او بسيار غلط بود ، زيرا همه نوكرند و الان برحسب تكليف نگاهبان و حارس اين شهر . مجد الدوله توپخانهء مملكت را با اين شلوغى ول كرده انجمن اكابر
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1858 | قهرمان ميرزا عين السلطنه