تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1860

مساهمون:

ص١٨٦٠
اجماع بود بلكه زيادتر . گفتند ورامينيها هم خواهند آمد به كمك اينها . چاى در اطاق مجد الدوله خورده ايشان را شاه مجددا احضار كردند . معتضد السلطنه هم دربخانه رفت . من منزل آمدم ، زيرا خيلى خسته بودم . دم سر در الماسيه يك نفر مشدى چماقى بالا برد فحش به مشروطه و مشروطه‌طلب داد . فلان خود را حواله كرد . سيد معمم جليل القدرى با ريش بلند مثل معتضد السلطنه كه آنجا پاينده باد دروغى مىگفت تندتند مىگفت « جانم جانم » . خيلى خنده كردم و افسوس به حال اين مردم خوردم . درست حكايت عهد لوئى سيزدهم و جنگ ميان كاتوليك و پرتستان است . مردم دو صف شده و شهر دو قسمت . خداوند به خير بگذراند .

نطق احتشام السلطنه

اما مجلس شوراى ملى . پنج شش هزار نفر در مسجد و مجلس و خيابان جمع‌اند . تفنگ و فشنگ ميان آنها تقسيم كرده‌اند . بيشتر كسبه و ترك هستند . بازارها هم امروز از ترس چپاول بسته بود . در مسجد و بام مسجد سنگر بسته‌اند . امروز اول خود رئيس احتشام السلطنه در سر در مجلس نطق كرده كه ملت ايران بواسطهء فشار ظلم حق خود را گرفت مشروطه شد و تا حال هم الحمد لله ذره‌اى از قانون مشروطيت خارج نشده . از اين اجتماع چند نفر سفله نبايد ترسيد . با تمام قوا براى حفظ شرف ، آزادى و برادرى و برابرى بايد كوشيد . اى فدائيان مجلس واهمه نكنيد ، شرارت نكنيد ، ما وكلا در حفظ شما كوتاهى نكرده [ ايم ] و مشغول هستيم « 1 » .

نطق سيد عبد الله

بعد آقاى آقا سيد عبد الله نطق كرده كه حاضرم ريش سفيد خود را با خون خود رنگين كرده حفظ آزادى و مجلس شما را بكنم . قدرى هم گريه كرده و مردم را امر به سكوت و حفظ نظم نموده . همه دعا كرده و تشكر نمودند .

نطق ملك المتكلمين

ملك المتكلمين هم نطق كرده و امر نموده است : شما مردم در حفظ شرف و مليت خود جهدها كرديد ، حالا هم دست برنداريد . از روزى كه سيد عبد الحميد شهيد شد و در مسجد جامع جمع بوديد امروز سخت‌تر نيست . چند نفر هرزه اگر حرفى زده‌اند نبايد
هامش
( 1 ) - به اين صفحه از روزنامه ورقهء چاپى اعلاميه‌اى الصاق شده است . عكس آن در صفحهء بعد به چاپ رسانيده مىشود .