تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1853

مساهمون:

ص١٨٥٣
علاء الدوله داماد اوست دربخانه بود كه شفاعت كند . شاه مىفرمايد برويد در ميان خودتان يك نفر را صدراعظم منتخب كنيد . هرج‌ومرج زياد شده مملكت از دست رفت . از مجلس كارى ساخته نيست . تمام بيرون مىآيند . بعضى رفتند ولى وزراى مسئول سواى ناصر الملك كه حبس شده در اطاق امير بهادر هستند . شايد صنيع الدوله و آن چند نفر وزير مسئول ديگر را هم حبس كنند . تيولات تمام برگشت . جنس تسعيرى برگشت . آنچه هم از مواجب مردم زده بودند مجددا شاه برقرار فرمودند . اين مطلب را هم در بالاى منبر برادر سيد على آقا گفته بود . از فردا هم شهر نظامى مىشود ( مارشال لا ) و قدغن شده هرجا پنج نفر با هم نجوى كنند بگيرند . شاه جدا ايستاده كه ترتيبات را بر هم بزند و مفسدين را گوشمالى بدهد . « 1 »

تصنيفهاى ضد مشروطه

صحبت ما تمام شد ، ايشان به سمت حسن‌آباد ، من و حاجى افخم الدوله از خيابان ناصريه رو به منزل . در تمام راه فحش بود نثار مشروطه‌طلب ، تضنيف و آواز بود براى مشروطه‌طلب ، يك علم صلاتى ، « 2 » يك فحش و فحش‌كارى [ بود ] كه آن سرش ناپيدا . به قول افخم كه در تمام طى طريق مىخواند ( به پفى مشتعلند و به تفى خاموش ) . نمىدانم كجا بودند فدائيان مجلس ، كجا رفتند آن آزادىطلبان ، چه شدند آنها كه سر خود را در كف دست نهاده بودند ، كو آن بمبها ، كو آن ديناميتها ، چقدر مردم سست عنصرند . اى ملت نجيب غيور به يك حملهء قاطرچيها ، به يك فرياد بچه‌ها چنان فرار كرديد كه اثرى از شما پيدا نيست و تمام از امروز عصر مستبد شده فحش مىداديد . شما بوديد فرياد مشروطيت شما به آسمان مىرفت . شما بوديد كه از جان و مال گذشته بوديد . شما بوديد كه ديروز به سمت ساويچ‌بلاغ مىرفتيد . شما بوديد كه قشون ملى ترتيب داده هندوستان مىرفتيد . به يك تف ، به يك پف ! بيچاره كسبهء بينواى بازارى . آن روز مىگفتند اگر باز كنيد شما را حلق‌آويز مىكنيم امروز ( همان سوارى كه من ديدم با آن پياده‌ها و پسره [ را ] فريب داد از بازارها مىآمد ) كه فرياد كرده جار زده بود هركس دكانش را باز نكند چاپيده . و غارت مىكنيم . امروز بستيد شايد فردا هم باز كنيد . كو آزادى ، كو حريت ، كو آن مواسات ، كو آن سيدين سندين كه پولهاى شما را گرفتند و حالا راحت نشسته‌اند . بيچاره مردم بينوا مردم . در هر دو صورت شما بيچاره‌ها گرفتاريد و
هامش
( 1 ) - سواى ناصر الملك مابقى محترما به خانهء خود رفتند . آن سه حكم مجلس را هم شاه ابدا نسخ نفرمودند . از دروغ‌هاى معتضد و مشكوة الدوله بود . همه روزه هم وزراى مستعفى حاضر و طرف شورند و مورد مرحمت ( حاشيهء مؤلف ) . ( 2 ) - اصل : علم سراتى