تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1852

مساهمون:

ص١٨٥٢

عمليات علاء الدوله

اين مقدمهء داش‌مشديها و قاطرچيها را هم كه چند روز بود در ميان بود ، مقتدر نظام و صنيع حضرت چهار روز بود مهمانيها داده بيعت كرده بودند ، علماء غيرت نكردند ما بكنيم . امروز صبح را خبر مىشوند به دستورالعمل رفتار نمايند . صبح قبل از اين هنگامه و شايد اگر باز اين حركت از آن طرف صادر نمىشد به سكوت مثل سابق مىگذشت ! علاء الدوله مجلس شوراى ملى مىرود نطقهاى زياد مىكند بر عليه شاه و سايرين يا مأمور مىشود از طرف مجلس يا خودش فضولة خانهء ظل السلطان رفته . چون شاهزاده هم چندى است در تهيه و تدارك اين هستند كه شاه را از ميان بردارند وليعهد را شاه كرده خودش نايب السلطنه شود او را به مجلس بياورد . ظل السلطان بعد از تحاشى و گفتگوى زياد قبول نيابت سلطنت را مىكند و وكلا محرمانه شاه را عزل مىكنند . باز گفتگوها مىشود . بعد مجلس را سرّى مىكنند . ظل السلطان چون خيلى مطلب را بزرگ ديده عذر مىآورد كه نمىتوانم بيش از اين اينجا باشم مىروم منزل . علاء الدوله اول نزد نايب السلطنه هم مىرود لكن او جواب سخت داده مجلس نمىرود . ورود منزل كه آن هياهوى و تپانچه‌بازى در جلوى مسجد درگرفت خودش با دو پسرش سوار كالسكه شده فرار مىكنند . اين اخبار به شاه مىرسد و تا بعدازظهر شاه ساكت بود . وزراء هم كه نيامده و هرچه شاه احضار مىكند نمىآيند . در آن‌وقت شاه مىفرمايد امرا و وزراى بيكار را احضار كنيد . مىروند نظام السلطنه ، نظام الملك ، مؤيد الدوله و هركه ممكن بود حاضر مىكنند . شاه آجودان حضور ( آقا مردك ) را عقب علاء الدوله مىفرستد كه در اين موقع كه وجود شما لازم است چرا نيامديد . وزراى مسئول هم لاعلاج حاضر مىشوند . معين الدوله وارد باغ مىشود . معتضد السلطنه ، مشكوة الدوله و معين دربار دم در بودند . رو به آنها كرده كه اين بچه‌بازى ، اين نانجيب‌كاريها چيست . معين دربار مىگويد به من چه . مىگويد شما هم در كاريد . قاطرچى جلوى مجلس را نمىگيرد رد مىشود . اين صحبت هم فورا به شاه مىرسد . بعد علاء الدوله مىآيد و داخل اطاق شاه مىشود . در صورتى كه اغلب حضور داشتند شاه مىفرمايند علاء الدوله اين هنگامه‌ها چيست ، چه خبر است . در كمال جرئت و جلادت مىگويد قربان تقصير خودتان است . شاه مىفرمايد پدرسوخته تقصير من است و با چوب دست خود به سر و كلهء علاء الدوله بقدرى كه ممكن بود مىزند و مير غضب خواسته شكم علاء الدوله را پاره كند . شاه از آن « انجمن اكابر » و آن عريضه و آن قسم در مجلس كوك بود ، اينها هم ضميمه شد . حضراتى كه حضور داشتند روى پاى شاه افتاده و علاء الدوله را از اطاق بيرون مىبرند . فورا او و معين الدوله و ناصر الملك را حبس مىكند . اما عضد الملك كه