كرد نشد . قمه و قدارهها بالا رفت . تپانچه و تفنگ بود كه خالى شد . اول تير را ابو السادات خالى كرده است . رولسيونر سختى است . من به هزار زحمت و مشقت خودم را دم نظاميه رسانيده كه داخل آنجا شوم درب نظاميه هم بسته بود . به هزار ماجرا خودى به خيابان رسانيده آمدم . پرسيدم كسى را كشته ديدى . گفت كسى با آنها طرف نشد . تمام را هوائى دركردند .
ده دقيقه از اين نگذشت كه از مسجد هم صدا بلند شد . آدم فرستاديم گفتند از اينجا بيرون رفتند . يقين كرديم جنگ سختى درگرفته ، فدائيان مجلس و مشروطيت جمع شده اينها هم كمك مقتدر [ نظام ] و صنيع حضرت و داشمشديها رفتهاند .
جنگ مشروطه و مستبده
باز همت نكرديم دربخانه برويم . يعنى اميد اينكه آنجا خبرى است نداشتيم . بازار و كاروانسراها فورا بسته شد مگر بازار ارسىدوزها كه عهد كردهاند ديگر نبندند . يقين داشتم جنگ ( فرند ) « 1 » فرانسه شروع شده . مشروطه و مستبده حالا مشغول قتل و غارت مىباشند . بم و ديناميت است كه آتش مىزنند .
كتك زدن در ميدان توپخانه
يك ساعت گذشت معتضد الممالك كه خانهء بنان السلطنه رفته بود حكم الموت و مأمور آنجا را بگيرد وارد شد . بيان كرد در مسجد سپهسالار به كلى بسته است . در مجلس هم خبرى نيست . اما ميدان توپخانه چندين هزار نفر جمع شده . لعنت به مشروطه و مشروطهطلب ، فحش به سيد جمال و مجلس و مجلسيان مىدهند . هركس كلمهاى از مشروطه بگويد آنقدر كتك مىزنند كه مشرف به موت مىشود . فرياد زندهباد محمد على شاه بلند است . چند نفر سيد ، آخوند ، فكلى را در حضور خودم كتك زده از ميدان بيرون نمودند . نمىدانيد چه خبر است . هريك از نوكرها خبرهاى تازهتازه مىدادند و متصل چيزى شنيده مىشد .
نماز كرده گفتيم كالسكه درست كنند برويم تماشا كنيم . حضرت و الا فرمودند نرويد خطر دارد . نوكرها هم مانع بودند . چون از حالت مردم درست مسبوق بوديم وقعى به اين حرفها نگذاشته كالسكه كه حاضر نشده بود پياده رفتيم . با تقى و ابو القاسم تا ميدان توپخانه برسيم چيزى مسموع نشد و خودمان هم جرأت اينكه بد مشروطه يا بد استبداد يا برعكس گفتگوئى كنيم نداشتيم زيرا در اين ايام سياق گفتگو و تكليف صحبت مشكل
هامش
( 1 ) -Fronte .