تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
همه بعد از مطلع شدن شكر مىكردند . واقعهء غريبى بود .

ارگ آرمينه فلوت

سه‌شنبه 26 - دو شب بود كه منزل حضرت و الا بودم . اين سفر اعليحضرت هيچ شكار نفرموده بودند . حضرت و الا يك قوچ شكار فرموده بودند . آقاى عماد السلطنه يك كبك . تولوى خان الحمد لله آمد . امروز منزل آمدم بنائى ما تمام شد . ديروز يك « ارگ آرمينه فلوت » گرفتم . عصر يحيى خان ارمنى آمد درس داد . امروز شروع شد . بيست و پنج تومان اين ارگ را خريدم . قدرى گران خريدم . چون طالب زياد شده و ارگ كم است . براى تنهائى و كسالت بخصوص بيكارى مشغوليات عمده‌اى است . صداى خوب مفرحى دارد .

ملك‌آراء اول عالم

پنجشنبه 28 - صبح خانهء سيد نصر الله خان رفتم . سيد جواد پدرش مرحوم شده است . سيد جواد از وقت طفوليت حضرت و الا تا حال نوكر بود . خدايش بيامرزد . كوچه غريبى كه هرگز نديده بودم امروز عبور كردم . خيلى شهر كثيف و بىنظم است . بعضى از كوچه‌ها در وسط جوى آب است و دو طرف جوى نيم ذرع بيش عرض ندارد و سوراخ آب انبار و راه آب خانه‌ها در اين نيم ذرع عرض اتفاق افتاده . خيلى عبور سخت است . خانهء محمد حسن ميرزا نيم ساعت توقف كردم . از آنجا به خانهء حضرت و الا رفتم . يك ساعت از ظهر گذشته ميرزا اسماعيل خان آمد درس خواندم . حضرت ملك‌آرا تشريف آوردند مدتى صحبت فرمودند . اول شخص در صحبت و علم ، هستند . فرانسه ، عربى ، تركى اسلامبولى را كاملا مىدانند . به اصطلاح فرنگيها « پوليگ‌لات » هستند . « 1 » نيم ساعت به غروب مانده منزل آمدم . معلم ارگ آمد درس داد . الان ساعت هفت و نيم فرنگى است در زير كرسى نشسته‌ام . هوا سرد است ، اطاق خوب گرم . اين اطاق رو به سمت مشرق واقع شده . خوب اطاقى است . راهرو خوب و اطاق پستو جهت خواب دارد .

قابوسنامه

جمعه 29 - ديشب باران سختى آمد . صبح هم مىآمد . هوا تيره بود . در سه ساعت به ظهر مانده هوا آفتاب شد ، ولى لكه‌لكه ابر در آسمان بود كه گاهى شعاع خورشيد به زمين نمىافتاد . خانهء ميرزا اسحق خان رفتم . تازه از گيلان آمده صحبت زياد شد . ناهار منزل خوردم . درخت زيادى امروز كاشتم . بعد از ناهار قدرى درس روان كردن و كمى از كتاب قابوس‌نامه خواندم . خوب كتابى است . دو ساعت به غروب مانده به سيد اسماعيل رفتم . آن مسجد را تعمير كرديم . هشتاد تومان خرج تعمير و فرش آنجا شده است . حالتم تغيير كرد . خيلى افسوس خوردم چه فايده خداوند
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، به كسى كه چند زبان مىداندpolyglotمىگويند .