تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
عمل باغ الحمد لله تمام شد . تبريزيها را بردند . باغ روشن شده است . شب هوا صاف و سرد بود .

گرانى طهران

يكشنبه 17 - منزل بودم . هوا ابر بود . باران مىآمد . اين اول باران صحيح طهران است . خيلى نافع است . الان همه چيز در طهران گران است . زغال پنج تومان و نيم ، خروار هيزم بخارى بيست و پنج هزار است ، جو چهار تومان و پنج هزار ، كاه خروارى شانزده هزار است . ساير چيزها به همين قياس . قيمت مصالح از همه چيز گرانتر است . در قم آجر سفيد خوب هزارى هفت هزار بود ، گچ كوبيده سرندكرده خروارى دو ريال ( 5 ر 2 ) بود و اين‌جا به اين گرانى است . خيلى تفاوت دارد . قدرى كتاب تاريخ انگليس را خواندم و درسهاى ديگر را روان كردم . از حالا اول خرابى عمارات طهران است . خداوند به خير بگذراند . تا ساعت چهار از شب رفته كه خواب رفتم باران مىآمد . از ناودانها جارى بود .

شش ماه خاك ، شش ماه گل

دوشنبه 18 - صبح هوا ابر [ بود ] و باران به شدت مىآمد . حالا اول گل و خرابى است . ديشب اطاق خواب من چكه مىكرد . امروز اكبر درست كرد . نصف شب با حالت خواب‌آلود به اطاق ديگر رفتم . الحمد لله به خير گذشت . ناهار منزل خوردم . بعد از ناهار منزل حضرت و الا رفتم . كوچه خيلى گل داشت . هرچه خاك در تابستان بود حال گل شده است . شش ماه در طهران از شدت گل حركت سخت است و شش ماه از بسيارى كثافت و گرد و خاك . نواب عليه ديروز حمام تشريف برده بودند . شكر خداوند را بايد كرد . ميرزا اسماعيل خان آمد درس خوانده شد . خوب درس مىدهد . غروب دائى جانم آمد گفت كه اعليحضرت روز پنجشنبه به جاجرود تشريف مىبرند . چون مكرر فرموده‌اند حضرت و الا هم مىروند . جاجرود شكارگاه خوبى است . همه ساله با اعليحضرت مىرويم و شكار مىكنيم . مغرب منزل آمدم . تا غروب باران آمد گويا مىخواهد حكايت پارسال را بكند كه چهار شبانه‌روز باران منقطع نشود و هيچ خانه‌اى را آباد نگذارد . اميدوار هستيم كه نشود . الان يك ساعت از شب رفته است . هوا ابر باران ساكت شده تا بعد چه شود .
خوش‌تر ز عيش و صحبت باغ و بهار چيست * ساقى كجاست گو سبب انتظار چيست معنى آب زندگى و روضهء ارم * جز طرف جويبار و مى خوشگوار چيست پيوند عمر بسته به موئى است هوش‌دار * غمخوار خويش باش غم روزگار چيست
ايضا
ما را ز خيال تو چه پرواى شراب است * خم گو سر خود گير كه خم‌خانه خراب است افسوس كه شد دلبر و در ديدهء گريان * تحرير خيال او نقش بر آب است
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 319 | قهرمان ميرزا عين السلطنه