منظريه رسيديم . آب كمى دارد . جاى كثيفى است . هشت ساعت راه آمديم . پنج فرسنگ قيمهاست .
دنكيشوت و قصر
جمعه 18 - ظهر از خواب برخاستم ناهار حاضر بود صرف شد . اين كاروانسرا مال جناب امين السلطان است . هفتصد تومان اجاره دارد . علىآباد هزار و سيصد تومان اجاره داشت . خيلى كثيف است . سه ساعت و نيم به غروب مانده سوار شديم كه انشاء الله تعالى اول شب به قم برسيم . آفتاب گرم بود ، راه خشك و يك قسم چشم آدم صدمه مىخورد از بسكه يك قسم زمين مىديد . غروب به پل رودخانهء شور رسيديم .
دو چشمهاش خراب شده است . همه ساله مىسازند و باز خراب مىشود . آب تا شكم اسب بود . در يك قهوهخانهء كوچكى آفتابگردان زده چايى خورديم . نماز مغرب و عشاء خوانده شد . مثل « دونكيشت » كه به هر قهوهخانهء كثيف كوچكى مىرسيد « شاتو » تصور مىكرد و قهوهچى را « شاتلون » خيال مىكرد . ما هم بايد قهوهخانهء پدرسوختهء بىآب را قصر و قهوهچى را صاحب قصر تصور كنيم . آب اين رودخانه به دريا مىريزد .
درياى تازه
اين دريا هشت يا نه سال است احداث شده . آب رودخانه سابقا سدى داشت و به مسيله مىرفت و به زمين فرومىرفت . از وقتى كه اين راه جديد را ساختهاند سد را خراب كرده آب به اين زمين كه اينك درياست رفت و كمكم دريا شد و الان تقريبا بيست ، بيست و پنج فرسنگ دورهء اين درياست و ماهى و مرغ آبى بىحد دارد . همه قسم مرغ در آنجا هست . شكارش از جهت آنكه نمىشود نزديك شد سخت است ، بلكه محال است .
ساعت سه به دروازهء قم رسيديم . آقا سيد على با اكبر آنجا منتظر بودند . خانهء حكومتى را براى ما خالى كردهاند . يكسر به آنجا رفتيم . جلو صحن قديم زيارت مختصرى خوانده به منزل آمديم . نواب عليه زيارت تشريف بردند . ساعت پنج استراحت شد .
الحمد لله به سلامتى و تندرستى رسيديم .
سفر با زن خطاست
اما با زن سفر كردن خطاست . خيلى سخت است .
صحن جديد قم
شنبه 19 شهر صفر المظفر / پنجم اكتوبر - صبح حمام رفتم . نزديك بود . بعد به زيارت مشرف شده آقا سيد على زيارتنامهء مفصلى خواند . صحن جديد [ را ] كه امين السلطان ساختهاند تماشا كردم . دو منارهء خيلى بلند دارد . يك دانهاش تمام نشده است . دو دفعه ساختهاند كج شده . مىخواهند بهار آينده بسازند . صحن بزرگ باشكوهى است . فرش صحن مطهر از سنگ مرمر است . صحن قديم كه از بناهاى شاه