تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
بود . خيلىخيلى خوش‌مزه كتابى است . بعد از خواب و چاى با محمد حسن ميرزا سواره گردش رفتيم تا قلهك . بچه‌هاى مستر كندى روى سنگ كنار رودخانه نشسته بودند . پياده شدم ، بچه‌ها ميل كردند سوار اسب شوند . هر سه را سوار اسب كردم . مدتى گردش كردند . اين بچه‌ها يكى شش سال ، ديگرى چهار سال و نيم ، ديگرى دو سال دارند . فرنگيها متصل سواره و پياده و در كالسكه زن و مرد ديده مىشد ، از هر سمت در حركت بودند . خيلى تماشا داشت . غروب به منزل آمدم . « پرومند » « * » مفصلى شد .

بول‌داگ

جمعه 16 - ساعت چهار و نيم فرنگى به منزل شارژدفر هولاند با حضرت و الا رفتيم . عمارتى كه پارسال محمد حسن ميرزا اجاره كرده بود نشسته . خيلى نزديك است . از حد زمينهاى ما تا آنجا چهل قدم كمتر است . صحبت زياد شد . انگليسى ، روسى با فرانسه بلد است . يك سگ غريبى داشت . به زبان انگليسى « بول‌داگ » مىگويند . چانهء پهنى دارد . گفتم من يك سگ ماده دارم مىفرستم كه از اين سگ تخم بگيرند . از آنجا آمده وزيرمختار ايتاليا آمد منزل وزيرمختار ينگىدنيا رفته بود . روز عيد صد و يكم جمهورى آنها بود . جمعى از فرنگيها دعوت داشته‌اند . خيلى صحبت از كتاب « دون‌كيشت » شد . زبان اسپانيولى بلد است . غروب رفت . خانمش را روز يكشنبه وعده گرفتم . زبان فارسى قدرى بلد است . سه سال است كه در طهران است . همه روزه درس فارسى خوانده ولى خوب تحصيل نكرده است . شب هوا بسيار خوب بود . شهر مىگويند گرم شده است . اعليحضرت اقدس همايونى به لار تشريف بردند . روز شنبه 17 - صبح قدرى كتاب خواندم و گردش زيادى با حضرت و الا كردم . عصر هم تا نزديك زرگنده سواره گردش رفتم . تولوى خان يك بلدرچين با قرقى گرفته بود . تا حال چهار پنج بلدرچين شكار قرقى شده . چند روز است هوا ابر است . يكشنبه 18 ذىقعده - عصر با محمد حسن ميرزا قدرى گردش رفتيم . غروب آقاى عماد السلطنه از شهر تشريف آوردند . شب به حمد الله خوش گذشت . دوشنبه 19 - صبح به صحبت متفرقه گذشت . بعد از ناهار قدرى خوابيده عصر با سركار عماد السلطنه و محمد حسن ميرزا تا قلهك و زرگنده گردش رفتيم . هوا خوب بود . تماشاى زيادى از آمد و شد فرنگيها كرديم . بچه‌هاى مستر كندى باز همان جا نشسته بودند . مغرب منزل آمديم . حضرت و الا هم سوار شده بودند . اغلب روزها حضرت و الا دو اسبه سوار مىشوند . شب كتاب رمان « دون‌كيشت » خوانده شد . خيلى خنده داشت . توله استاپ ناخوش شده دو روز است غذا نمىخورد . توله فيدل را دادم بردند منزل شارژدفر هولاند كه از سگ او تخم‌گيرى شود .
هامش
( * ) مقصودPromenade( گردش ) است .