تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢

قبر يوسف مستوفى الممالك

شنبه 10 - با محمد حسن ميرزا سوار شديم . عطا خان و سليمان ميرزا همراه بودند . ونك رفتيم . قبر مستوفى الممالك مرحوم را تماشا كرديم . جاى خوبى بود . شكارى پيدا نشد . هوا خيلى لطيف بود .

هفتاد هزار تومان خرج سفر امين اقدس

دوشنبه 12 ذيقعده - ديروز شهر رفتم . هوا به شدت گرم بود . عرق متصلى بود . ديوار باغ تمام نشده بود . خانهء عماد السلطنه ناهار خوردم . توپچيهاى ايشان شش عراده توپ به خراسان مىبرند . پسر امين نظام رئيس است كه همراه آنها برود . عصر منزل خودم رفتم ، قدرى مانده بعد به خانهء خاله جانم كه تازه در نزديكى ما خريده رفتم . آب نجف‌آباد دائم عبور مىكند . نيم ساعت به غروب مانده به راه افتادم . در خيابان جمعيت زياد مىرفت . اعليحضرت صاحبقرانيه تشريف آورده‌اند . چشم امين اقدس خوب نشده مخارج هدر رفت . هفتاد هزار تومان خرج سه ماههء سفر ايشان شده است . دريغ از راه دور و رنج بسيار .

اخبار سفرا

سه‌شنبه 13 - حضرت ملك‌آرا ديشب يك ساعت و نيم از شب رفته تشريف آوردند ، اميرزاده محمد ميرزا هم بودند . احوال حضرت ملك‌آرا قدرى خوب نبود . از سنگ كليه شكايت داشتند . شب خوش گذشت . امروز تا عصر تشريف داشتند . دو ساعت به غروب مانده تشريف بردند . قرار بود سه شب اقامت فرمايند . چون احوالشان خوب نبود تشريف بردند . در اين ايام يك روز منزل وزيرمختار ايتاليا رفتم . روزهاى سه‌شنبه خودش و زنش منزل هستند . هركس بخواهد ديدن كند از سه ساعت به غروب مانده مىرود . در ساير ايام به بازديد مشغول است . رسم بدى نيست . وزير مختار هولند نزديكتر از ايتالياست . اين چند روز به لار رفته است . مسيو اميل برنه لار رفته ، چهار روز ديگر مراجعت مىكند . خدمت حضرت و الا آمده روز بعدش به تبريز خواهد رفت . در اين اوقات كه از تبريز آمده همه روزه خدمت حضرت و الا آمده . فارسى و تركى كاملا مىداند . انگليسى هم بلد است . وزيرمختار ينگىدنيا و شارژدفر هولند دو روز پيش خدمت حضرت و الا آمدند . عصر سواره گردش رفتم .

عالم‌آراى عباسى - دن‌كيشوت

چهارشنبه 14 ذيقعده - صبح قدرى كتاب عالم‌آرا خواندم . حضرت و الا كتاب « دون كيشت » مىخوانند ، از رمانهاى خوش‌مزهء دنياست . تا حال رمان از اين بهتر گفته نشده است . اصل كتاب به زبان اسپانيول است . اين ترجمهء فرانسه است . بىاختيار خنده دست مىدهد . نمىدانم ترجمه كه اين‌طور باشد اصل كتاب چه خواهد
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 282 | قهرمان ميرزا عين السلطنه