تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

1307

بسم الله الرحمن الرحيم

ليمونات‌فروش فرنگى

سه ساعت به غروب روز يكشنبه 26 شهر شوال المكرم سنهء 1307 هجرى ، 15 جولاى سنهء 1890 مسيحى ، - اواخر جوزا - از منزل به عزم رفتن ييلاق باغ تجريش به خانهء حضرت و الا رفتم . نيم ساعت گذشته سوار شديم . نواب عليه دو ساعت قبل رفته بودند . هواى طهران چند روز است گرم شده ، گرد و خاك و كثافت زياد است . لابد ييلاق بايد رفت و هواى شمرانات هيچ طرف نسبت با شهر طهران نيست ، با وجود اينكه دو ساعت راه بيش مسافت ندارد . بارى در قزاقخانه « ليموناتى » به زحمت زياد صرف شد . كلاه برداشتن فرنگى ليمونات‌فروش ما را به اين زحمت انداخت . مغرب به باغ رسيديم . شب هواى خوش مطبوعى داشت . الحمد لله جمعيتمان خوب است و تنها نيستيم . محمد حسن ميرزا هم عمارت نزديك باغ ما را اجاره كرده . امسال هم آقاى عماد السلطنه ييلاق تشريف نياوردند . تولوى خان هم با دو قرقى هست . عطاء الله ميرزا هم تشريف دارند و خوشحال از آمدن هستند . اعليحضرت همايونى هنوز به ييلاق تشريف نياورده‌اند و معطل ورود امين اقدس هستند كه از فرنگ بيايد و تا هفتم ماه نو نخواهد آمد . فرنگيها اغلب آمده‌اند . باز جناب سفير دولت ايتاليا باغ نير الدوله را اجاره كرده و خيلى نزديك است .

اميل برنه

دوشنبه 27 - جاى چادر حضرت و الا همان « يرت » پارسال است . ولى جاى چادر پارسال من كه زير آبشار و نزديك آسياب بود از خراب شدن آسياب مفقود الاثر شده و در زير خاك مانده . جاى خوبى بود . آبشار بزرگ خوبى داشت . ساير چادرها را در جاهاى ديگر زده‌اند . طويله هم پشت باغ است . اندرون منزل من يك اطاق و دو چادر است . عصر حمام رفتم . حمام شاهزاده نير الدوله خراب شده ، جاى ديگر رفتم .