تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
متوالى آمد . خيلى جاها خراب شد . سقف بازارها زياد خراب شده . وضع طهران تغيير كلى با سابق نموده است . وضع اين عمارتهاى حالا با اين باران و برف و يخها خيلى منافات دارد . الحمد لله بهار خوبى است . چند روز است كه از اول شب تا دو سه ساعتى باران مىآيد و صبح آفتاب [ است ] . هيچ باغ و زراعت آب تا حال نديده است . در وقت تشنگى باران بموقع آمده است . گويا حاصل چند آب بيشتر لازم نداشته باشد . پارسال اين وقت بقدرى خاك بود كه حساب نداشت . گوجه و خيار فراوان بود ، امسال هنوز شكوفه به تمام نشده است و بوتهء خيار گل نكرده . شبها آتش لازم است . هوا از اين بهتر و بهار از اين مطبوعتر تا حال در طهران ديده نشده است و از پارسال بهار و تابستان و پائيز بدتر و متنفرتر ديده نشده بود . از اول چلهء كوچك باران نيامد تا امسال زمستان . از نيامدن باران پارسال ، الان جو خروارى چهار تومان و يونجه هم چهار تومان به قيمت جو است . امسال انشاء الله تلافى مىشود . بارى تب من همان چند ساعت بود . ديگر الحمد لله تب نكردم . نمىدانم چه تبى بود . مدتى است گرفتار كار حاجى علاء الله خان سرتيپ شاهسون هستم . ملك برزلجين خودش را كه نزديك كشمرز است به نواب عليه بيع شرط داده است و من همه روزه گرفتار آن هستم .

گدا و دامن مردم - قيمت خيار

شنبه 13 شهر رمضان - چهار ساعت به غروب مانده از منزل به بازار رفتم . جمعيت از زن و مرد بيش از حد بود . با اميرزاده محمد ميرزا و جمعى ديگر مدتى گردش كرديم . مسجدها در اين ايام جمعيت كثيرى دارد ، بخصوص مسجد مشير الدوله سپهسالار كه تمام مسجد را اسباب چيده‌اند و از صفا و بزرگى بر ساير مساجد تقدم دارد . عصرها خيلى جمعيت دارد . انشاء الله يك روز خواهم رفت . عطاء الله ميرزا هم همراه من بود . گدا در بازار بسيار بود . مهلت حرف زدن به شخص نمىدادند . از چهار سمت احاطه كرده بودند و دامان سردارى را مىكشيدند و قسمهاى مغلظه مىدادند . دو ساعت به غروب مانده به منزل حضرت و الا رفتم . يك ساعت از شب رفته پياده به خانهء خودم رفتم . على اكبر خان پسر ميرزا اسحق خان آمد . تا چهار از شب رفته بود . شب ماهتاب بود . آسمان ابر هم داشت و قدرى باران آمد . رعد و برق داشت . بهار خوبى است . پارسال اين وقت خيار دانه‌اى يك شاهى بود امسال هيچ نيست . اعليحضرت همايونى روز سه‌شنبه به شكار دوشبه جاجرود مىروند .

روضه‌خوانى

شب جمعه نوزدهم شهر رمضان - حضرت و الا در ركاب اعليحضرت همايونى به جاجرود تشريف برده بودند . امروز غروب تشريف آوردند . تهيهء روضه‌خانى را در اينجا گرفته بودم . جمعى از طلاب مدرسهء شيخ عبد الحسين و امامزاده زيد بودند . ساعت نه تمام شد . شب به مسجد ملك التجار رفتم . احياى مفصلى گرفته شد . امروز