انشاء الله نخواهد آمد و مردها سودى خواهند برد از ديدن زنهاى بزك كرده و لباس تازه پوشيده .
سيزده نوروز
پنجشنبه 25 شهر شعبان - مدتى است روزنامه نوشته نشده است . در اين ايام سه روز تب كردم . سيزده عيد سرما خوردم . روز سيزده با حضرت و الا و آقاى عماد - السلطنه و تولوى خان و عطاء الله ميرزا به امامزاده معصوم رفتيم . در بالاخانه تا عصر توقف شد . جمعيت زياد بود . باغات شهر زياد شده . جمعيت به بيرون كمتر مىرسد .
بارى در مراجعت با آقاى عماد السلطنه خيابان لالهزار رفتيم . زن به حدى در باغ لالهزار بود كه نقطهاى خالى نبود . اعليحضرت به باغ آمده عبور فرمودند . مرد راه نمىدادند . اميريه و ساير باغات شهر زن و مرد بسيار بود . خيابان مملو از كالسكه و سواره و پياده از زن و مرد بود . تماشاى خوبى داشت . كمروزى به اين تماشائى است . تماشاى كاملى نموده مراجعت به منزل كرديم . فرداى سيزده تب شديدى آمد .
نزد كاسون رفتم حب گنهگنه داد . سه روز تب بود . به حمد الله رفع شد .
سفر امين اقدس به فرنگ و لباس ارمنى
چيزى كه قابل نوشتن است رفتن امين اقدس به فرنگستان براى معالجهء چشم كه آب سياه آورده . قريب سه چهار سال است حكيمهاى اينجا از عهدهء معالجه برنيامده مرخصى گرفته به فرنگ رفتند ، با سه نفر كلفت و سه خواجه و چند نوكر مترجم و غيره . آغا بهرام خان خواجه رئيس سايرين است . گمان مردم اين است كه خوب نشود . مىگويند چشم كم مىبيند . « رخت ارمنى » قرار شده بپوشد . عمل غريبى است .
به وينه پايتخت اطريش رفتهاند كه آن حكيم معروف آنجاست . مخارج زيادى اعليحضرت دادهاند . اين « لباس ارمنى » پوشيدن بد است . تمام فرنگيها بطورى از لباس مرد و زنهاى ما اطلاع دادند كه يك نفر از ماها به آنطور نمىدانيم . اگر بپرسند چوپان فلان ايل چه لباس دارد دور نيست كه عكس آن و شرح لباس آن را بدانند ، با اين حالت لباس اينها را طور ديگر درست نمودهاند . سه ماه طول سفر ايشان است . مدتى است رفتهاند پيش از سيزده عيد و حالا بايد به وينه رسيده باشند .
امشب منزل فخر الملك مهمان هستيم . دو سه شب هم مهمانى دوره داشتيم .
فخر الملك ، دائى جانم و من مهمانى كرديم . خانهء فخر الملك امشب حضرت و الا هم تشريف دارند و ديروز حضرت و الا مهمان ايلخانى بودند . پريشب اينجا تشريف داشتند . امروز به باغ تجريش تشريففرما شدهاند .
تياتر عزيز السلطان
جمعه 27 شهر شعبان المعظم - ديشب منزل فخر الملك به صحبت متفرقه به سر رفت . صبح منزل محمد حسن ميرزا رفتم . از آنجا ناهار جزئى