تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
هم آمد . فارسى خوب حرف مىزند . دو سال در زنگبار بوده و شكايت زياد از آنجا مىكند . تمام اهل آنجا وحشى هستند . چهارشنبه 5 - منزل حكيم رفتم . همان دوا را داد . حكيم غيورى است . غروب منزل اميرزاده دائى رفتم . سرتيپ اول شده‌اند . مبارك باد گفتم . آفتاب خوبى بود .

خريد و فروش تنباكو - قرارنامه‌هاى در خلوت - گرگها

شنبه 8 شهر شعبان المعظم - منزل حكيم كاسون رفتم . همان دواى بدمزه را داد . از آنجا خدمت حضرت و الا رفتم . عصر ولف وزيرمختار انگليس با جنرال « گردن » آتاشه‌ميليتر تازهء سفارت آمد . جنرال مشار اليه مدتى در هند و مدتى در تبت و بخارا بوده . زبان فارسى را حرف مىزند . كتابى نوشته اسمش « روف اودى ورلد » « * » يعنى سقف دنيا كه كنايه از كوه هيماليا باشد . كوهى از اين بزرگتر در دنيا نيست . قله‌هاى آن بيست و نه هزار فوت انگليسى است و چهل فرسنگ عرض كوه است . فاصلهء ميان تبت و هندوستان است . تمام سال برف دارد . گفت كتاب را خواهم فرستاد كه حضرت و الا بخوانند . خودش نقاشى كتاب را كرده . آدم به اعلم زرنگى است . زود رفتند . چند روز است كه اختيار خريد و فروش تنباكو را به ماژر تالبوت انگليسى واگذار كرده‌اند . مشار اليه در اسكاتلند مهماندار اعليحضرت بود و چند ماه است آمده و اين كار بزرگ را به تدبير سر هنرى ولف گرفته . سالى سيزده هزار ليرهء انگليسى و ربع منفعتش را به شاه مىدهد . خيلى كار بدى شد . خدا به قليان‌كشها و سيگاركشها رحم فرمايد . اين مرد به هر قيمتى كه مىخواهد تنباكو را خواهد خريد و به هر نرخى كه ميل دارد خواهد فروخت . مجبورا بايد فروخت و مقهورا بايد خريد . حالت معلوم است و همين‌طور انگور و شراب ايران را هم شخص ديگر در عهده گرفته كه سالى مبلغى بدهد و او انگور و شراب را خريد و فروش كند به تفصيل تنباكو . كمى مانده است كه نمك و باقلا و نخود را اجاره كنند . كار بر مردم سخت خواهد شد . انگور به دست نخواهد آمد . شرابى كه بطرىاش يك ليره و دو ليره در فرنگ فروش مىرود چرا آن مرد احمق انگورش را چاركى يك شاهى در طهران خواهد فروخت و در ولايات به قيمت ارزانتر . تمام را پيش‌خر مىكند و شراب و كشمش كرده به فرنگ روانه مىكند . خداوند ما را از دست اين گرگها خلاص كند كه احاطه كرده‌اند ماها را . تمام اين قرارنامه‌ها در خلوت صورت مىگيرد . جز شخص همايون و يك نفر ديگر كسى مطلع نيست . تا قرارنامه به طبع رسد و كار گذشته باشد مردم ديگر بفهمند . زياده چه نويسم . دوشنبه 10 شهر شعبان المعظم - صبح منزل حضرت و الا بودم . شاهزاده مؤيد الدوله با نظام الملك آمدند . صحبت زياد شد . ديشب را منزل فخر الملك بوديم . آقاى عماد السلطنه و دائى جانم تشريف داشتند . بسيار خوش گذشت . مزه دائى جانم حد و اندازه ندارد . براى صحبت بهتر از ايشان كسى نيست و نخواهد بود . عصر
هامش
( * )Roof of the World , by T . E . Gordon