تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
به جهت پادردى كه داشتند تشريف نداشتند . جزئى گفتگوئى در ميان حاجى بهاء الدوله و ساعد الدوله در سر ايستادن شد .

عالم‌آراى عباسى

جمعه 29 رجب المرجب سنهء 1307 هجرى و سنهء 1889 مسيحى و سنهء 811 جلالى - صبح به خانهء حضرت و الا رفتيم . اين اشعار در كتاب عالم‌آراى عباسى تأليف اسكندر بيك منشى نوشته بود و مناسب است .
نوروز چو گشت عالم‌افروز * تاريك شب زمانه شد روز كيخسرو اين چهار ايوان * بر تخت حمل نشست شادان آراست زمانه را دگر بار * مشاطهء دهر چون رخ يار از بهر قدوم شاهد گل * شد نغمه‌سراى شوق بلبل
ايضا
چو شد نوروز سلطان گيتىآراى * چمن شد از رياحين عنبرآساى بهار عالم‌آرا جلوه‌گر گشت * اساس ظلم دى زير و زبر گشت طراوت يافت از نو باغ و بستان * شد از لطف هوا عالم گلستان
اسكندر بيك الحق خوب كتابى نوشته . ايام سلطنت شاه عباس رحمة الله عليه را تشريح كرده و بهتر از اين ممكن نمىشود نوشت . بارى تمام همشيره‌ها و غيره بودند . شارژدافر فرانسه و وزيرمختار آلمان و ايتاليا « كرت » « * » فرستاده بودند به تبريك عيد نوروز . هوا بسيار لطيف و خوب بود . غروب آتش‌بازى رفتم . امين نظام و آقاى عماد السلطنه تشريف داشتند . آتش‌بازى خوبى بود . يك ساعت و نيم از شب رفته منزل آمدم .

نيكلا مترجم سفارت - گم شدن چهارصد كفش

شنبه 30 - صبح لباس سلام پوشيده به درب خانهء آقاى نايب السلطنه رفتم . در بين راه به محمد حسن ميرزا رسيدم . به اتفاق رفتيم خدمت آقا مشرف شده ، بعد آقا به اندرون تشريف بردند ، نصير الدوله هم آمد . مدتى به صحبت گذشت . ناهار آوردند . از بس‌كه جمعيت سر ناهار بود خجالت كشيديم برويم و هرسه ناهار نخورده بوديم . نظر آمد گفت امين نظام و آقاى عماد السلطنه آن اطاق تشريف دارند . چكمه پا كرده رفتم . محمد حسن ميرزا و نصير الدوله رفتند . امين نظام هم ناهار نخورده بود . قدرى به مباحثهء علمى آقاى عماد السلطنه و عسكر خان سرتيپ گذشت . بعد آقا به بالاخانه رفتند و از حضور آقا گذشته به عجله به مدرسهء نظام رفتيم . ناهار حاضر بود خورديم . آستين سردارى من به چكمه ماليده و سياه شد . منفعت اين چكمه پوشيدن است . از آنجا به سلام رفتيم . گفتگوى مفصلى ميان حاجى بهاء الدوله و ساعد الدوله شد . آخر حاجى بهاء الدوله مقدم ايستاد . امروز اعليحضرت سردر تشريف نبردند . اگر آفتاب باشد فردا خواهند رفت . جمعى از زن و مرد و فرنگيها به تماشاى سلام
هامش
( * ) ( - كارت )