تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
توپخانه را به امين نظام داده‌اند و قورخانه را به وزير صنايع جهانگير خان ارمنى . يك شب هم منزل امين نظام به تهنيت اين منصب رفتم . ذكرهاى امين نظام كار خود را كرد . يازده ماه بيشتر معزول نبود . خيلى اين‌طور كارها اتفاق مىافتد . امين نظام دماغى دارد . خيلى خوشحال است . بارى ميدان كسى نبود . به خانهء حضرت و الا رفتم . عصر به منزل خودم آمدم . عصر هوا ابر شد و شب كمى باريد . دو سه انگشت برف آمد . يكشنبه 18 - صبح ابر سختى بود . تا نزديك ناهار برف آمد ، ولى به زمين چيزى ننشست . الان سه ساعت به غروب مانده است در اطاق بيرون نشسته‌ام . هوا ابر است ولى برف ساكت شده است .

خرابى از باران

پنجشنبه 22 شهر جمادى الثانى - هوا ابر بود . خانهء حضرت و الا رفتم . درس كاملا خوانده شد . عصر مراجعت به منزل شد . شب تا صبح باران آمد . يك ساعت به دسته مانده بيدار شدم ديدم اطاق عقب چكه مىكند . برخاستم چراغ را روشن كردم فرش را برچيدم آمدم خوابيدم . هنوز به خواب نرفته بودم ديدم صداى عظيمى از اطاق عقب برخاست . هراسان بيدار شدم بيرون از اطاق رفتم كلفتها را بيدار كردم چراغ آوردند معلوم شد سقف اطاق ريخته . نيم ساعت به دسته مانده بود . اسباب اطاقها را به اطاق پنج درى شرقى بردند . آمدم به صندوقخانه قدرى نشستم . صدا از اطاق پنج درى آمد رفتم ديدم قدرى از سقف اطاق ريخته . اسباب زيادى در آن اطاق بود ، به اضافهء اسباب آن اطاق . به زحمت زياد اسبابها را بيرون آورده كه سقف اطاق نصفش ريخت . دو اطاق ديگر هم چكه كرده بود . نمىدانم به خانه‌هاى ديگر چه رسيده است . اين خانه كه در آن بارانهاى سابق و آن برفها و شدت سرما بهيچ‌وجه چكه نكرده بود امشب اين‌طور شد . خانه‌هاى مردم كه سابق هم چكه كرده بود امشب چه قسم شده است . آدم روانهء بام كردم ، جلوى ناودانها گرفته بود . همه را باز كردند . نماز گزارده چاى خوردم . اسبابهاى اطاق را در ايوان ريخته‌اند . آشپزخانه چكه مىكند . قدرى گذشت هومان خان آدم آقاى عماد السلطنه آمد گفت خانهء عماد السلطنه هم سقفش ريخته . هيچ اطاق سالم باقى نمانده . طويلهء ايشان هم خراب شده اسبها ويلان هستند . بارى صداى قال و مقال از شهر بلند بود . اغلب بازار خراب شده است . تمام پشت بامها يخ بسته و كاه‌گلها ورقه شده اين باران كه آمد تمامش خراب شد . اكبر فراش مىگفت تمام بازار پاچنار و گذر قلى خراب شده است . در كوچهء ما دو سه خانه خراب شده . عمارت حاج حسينعلى كه تازه ساخته تمامش چكه كرده است . تا عصر به اصلاح پشت‌بام به سر رفت . چند اطاق ما چكه كرده . از خانهء حضرت و الا خبرى ندارم . چند دكان ميرزا على اصغر خان خراب شده . باران قدرى ايستاد . بعد از ناهار خوابيدم . دو ساعت و نيم به غروب مانده بيدار شدم . هوا آفتاب بود . قدرى پياز نرگس كاشتم . نماز گزارده دعاهاى شب جمعه را خواندم . الان دو ساعت از شب