تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
است . الان كه دو ساعت و نيم از شب رفته در زير كرسى در اطاق سه‌درى نشسته‌ام . هوا بهتر از ساير ايام است . كوچه‌ها گل فراوان دارد . عبور پياده خيلى مشكل است . چهارشنبه 8 - ديشب منزل فخر الملك مهمانى مختصرى بود . نصير الدوله و ميرزا محمد امين دفتر داماد نصير الدوله هم بود [ ند ] . دائى جانم قدرى تخته بازى كرد ، چند تومانى باخت . شب آنجا توقف شد .

فوت شهاب الدوله

پنجشنبه 9 - خدمت حضرت و الا رفتم . عصر عبد الله خان والى آنجا آمد و با حضرت و الا رفتند كه ختم شهاب الدوله برادر سپهسالار مرحوم را برچينند . اين بيچاره هم ديروز دنيا را وداع گفت .

فوت اقبال السلطنه

[ جمعه 10 ] - صبح محمد جلودار اسب آورد و پيغام داد اقبال السلطنه ديشب به رحمت خدا رفت . از اين پيغام به حدى اوقاتم تلخ شد كه حساب نداشت و باور نكردم . به جهت آنكه پريروز به تيراندازى رفته بود و هيچ ناخوشى نداشت . گفت حضرت و الا و آقاى عماد السلطنه هم به خانهء والدهء شاهزاده رفته‌اند كه عصر از آنجا به سر ختم بروند . سوار شده به خانهء حضرت و الا رفتم . معلوم شد كه خبر صحيح بوده آن مرحوم ديروز به آجودانيه رفته و بعد از ناهار و صرف يك فنجان چاى سكته كرده و دارفانى را وداع گفته . نعش او را هفت از شب گذشته در كالسكه گذاشته به شهر آورده‌اند . قدرى كه حالش به‌هم خورده آدم آمده به شهر حكيم الممالك را با فوريه برداشته ببرد . در بين راه آدم ديگر آمده كه كار به انجام رسيد و حاجت به حكيم نيست . برادر بيچاره فوريه را به شهر فرستاده و خودش رفته و نعش را حمل به شهر كرده است . درس مترجم الممالك را خوانده به خانهء والدهء شاهزاده رفتم . حضرت و الا درب خانه رفته و به آنجا تشريف برده بودند . افسوس زياد از اين اتفاق داشتند . عصر به سر ختم رفتيم . نعش آن مرحوم را در مدرسه‌اى كه خودش ساخته بود و بچه‌هاى يتيم را درس مىدادند گذاشته بودند . فاتحه خوانده به سر ختم رفتيم . جمعى بودند . از آنجا منزل آمدم . خدايش بيامرزد آدم خوبى بود . صد حيف . از چهل و پنج زيادتر نداشت . سه پسر و يك دختر دارد . دو پسر بزرگ و يكى كوچك . خيلى آدم خوبى بود و بد مردنى كرد . ديروز صبح به سلامت و تندرست سر ختم شهاب الدوله رفته بود و از آنجا به آجودانيه ، هفت از شب رفته نعشش را در كالسكه گذاشته به شهر آوردند . دنياى بدى است وفا ندارد . چه خيالات آن مرحوم در سر داشت و چه كارها در خاطر داشت . اگر بود رونق زيادى به توپخانه مىداد . در اين وقت كم بطورى كارها را منظم كرده بود كه از تصور دور است . يازده ماه بيش اين رياست به او وفا نكرد ، رحمة الله عليه .

امين نظام رئيس توپخانه

شنبه 17 جمادى الثانيه - صبح به ميدان رفتم . دو سه روز است كه رياست
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 260 | قهرمان ميرزا عين السلطنه