بالاتر رفتيم چيزى ديده نشد . يك كچل كركس آقاى عماد السلطنه در هوا زدند . يك دانه هم حسين خانباشى زد . در سر ناهار گاه كه پياده شده بوديم يك گل شكار معتبر در بالاى كوه ديده شد ولى وصلتى به ما نداد . همان حسرت خوردن بود . بعد از ناهار هرچه رفتيم شكارى ديده نشد . سه ساعت به غروب مانده بالاتر قصر فيروزه مجد الدوله و كشيكچىباشى مىرفتند به آنها رسيديم . خودشان گفتند كه سه شكار زديم ، دو عدد مجد الدوله يك عدد كشيكچىباشى . ولى بعد بتحقيق رسيد كه شش شكار مجد الدوله يك قوچ كشيكچىباشى ، سه شكار كرم دزد كه تازه اعليحضرت او را از تبريز آوردهاند امروز شكار كردهاند . مجد الدوله سفارش مىكرد به شاه بگوئيد يك توقلى زد ، شكارى ديگر نكرد . در قصر فيروزه چاى خورديم . آقاى عماد السلطنه به شهر رفتند . بعد اعليحضرت سوار كالسكه شده تشريف بردند . با دائى جانم از طرف دروازه دولاب رفتيم . اعليحضرت با دوربين ديده بودند كه ميرزا عبد الله خان و علاء الدوله به شكارگاه مخصوص رفتهاند و از آن جائى كه بايد بروند نرفتهاند . اوقاتشان تلخ شده بود . چهار شكار آن دو نفر كرده بودند . امروز شكار خيلى زياد شد . الحمد لله هوا صاف و خوب بود و گويا سى شكار امروز وارد طهران شد . غروب به منزل رسيديم .
خدمت نواب عليه مشرف شده به منزل رفتم . الحمد لله احوال ناخوش بهتر شده خيلى تفاوت نموده است . خيلى بد ناخوش شده بودند . الحمد لله اين سفر به خوبى تمام شد .
خرابى از بارندگى
شنبه 27 ربيع الثانى - حالتم خوب نبود . حكيم روغن كرچك داد . متصل بايد ناخوش بشوم نمىدانم چه بايد كرد ؟ از روزى كه آمدهايم متصل باران مىآيد . روزها تا وقت ناهار باران نمىآيد . از بعد از ناهار تا صبح باران مىآيد . اغلب خانهها را خراب كرده . الحمد لله اطاقهاى ما هيچكدام خراب نشد . ديوار باغ همه صندوقهاش ريخته . هشت نه روز است مدام باران مىآيد . خيلى خرابى كرده . خداوند به خير بگذراند .
شنبه غرهء جمادى الاولى 1307 - الحمد لله ديروز و امروز باران نيامد . قدرى زمينها خشك شد . گل به حدى است كه اسب به سختى عبور مىكند . بيشتر خانهها خراب شده است . هر خانه كه پنج اطاق داشته دوتاى آن خراب شده . باز بهتر از نبودن گندم و چيزهاى ديگر است . حالم بهتر شده حكيم باز دوا مىدهد . هوا چندان سرد نيست .
نقش فتحعلى شاه - انبار شاهى - سرسره
دوشنبه هفتم جمادى الاولى - ديروز با آقاى عماد السلطنه و محمد حسن ميرزا قرار گذاشتيم به حضرت عبد العظيم سواره برويم . صبح خدمت آقاى عماد السلطنه رسيده از آنجا به اتفاق سوار شديم . باران نيامده و كمى آفتاب شد . امروز هواى آفتاب خوبى بود . دو سه روز است باران كمتر مىآيد . خرابى زياد شده . خيابان گل