1307
ورود به طهران
چهارشنبه غرهء شهر محرم الحرام 1307 هجرى - امروز روز اول سال عرب است . صبح زود شش ساعت به ظهر مانده سوار اسب شيدا شدم . دو ساعت و ربع كم در ركاب آقاى عماد السلطنه راه طى شد . از جلوى چاپارخانهء قديم جادهء كن را گرفته با محمد جلودار سربالا شديم . هوا گرم بود . قدرى كه بالا رفتيم بهتر شد . راه خشكى بود . دو ساعت و ربع كشيد تا به ده كن رسيدم . يك كلاغ در هوا زدم . دو ساعت راه ديگر طى شد تا در باغ تجريش پياده شديم . ناهار در ميان بود كه رسيدم . بعد از ناهار يك ساعت خواب كردم . برگهاى درختان ريخته بود . آب قنات بقدرى كم شده بود كه نصف شده بود . عصر محمد حسن ميرزا آمد . جاى چادر پاكيزه و اسبهاى كالسگه چاق بود . شب عريضه با چند روزنامه به قاطرچى الموتى دادم كه صبح ببرد . هوا سرد شده . توله استاپ در كن دم قاطر را دندان گرفته و قاطر لگد سختى به او زده حال پايش به شدت درد مىكند . گفتم شكستهبند بياورند . جمعيت شمران كم شده است .
اغلب جهت محرم به شهر رفتهاند . الحمد لله اهل خانه سلامتند . چند شب قبل دزد در خانهء آقاى عماد السلطنه رفته اسباب بيرونى را سرقت كرده هنوز معلوم نيست چه برده . تمام كتابها را برهم زده . دزدى در شهر و شمرانات بيحساب شده است . ديگر مطلبى ندارم كه تازه باشد . تمام شد روزنامهء سفر الموت . آجودان حضور قهرمان قاجار قوانلو در تجريش ، و السلام .
تبدزده
پنجشنبه 2 محرم - صبح حمام رفتم . بعد از حمام ميرزا على اكبر خان حكيم آمد گفت شما شبها تبدزده مىكنيد و آن عرقى كه در شبها مىآيد از همان تب است .
بايد به شهر بيائيد و دواى قى بخوريد . عصر قدرى گردش رفتم . هوا خوب بود .
انشاء الله صبح به شهر خواهم رفت . آقاى نايب السلطنه در كامرانيه تعزيه مىخوانند .