تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
حضرت و الا مرخص فرمودند كه بروند كبك درى و بز شكار كنند . كبك درى و بز اين كوه فراوان دارد . يك ساعت و نيم به ظهر مانده از آنجا سرازير شديم . ظهر در منزل پياده شديم . عصر ملا رستم بالاروچى يك بزغالهء امساله شكار كرده بود و آورد . امروز در قلهء البرز شكارى به چنگ ما نيامد . شكارچى زيادى از اطراف آمده است . چند نفر از آنها را حضرت و الا مرخص فرمودند بروند كبك درى بياورند . چند نفر آنها باقى هستند . انشاء الله فردا به « پائين‌روچ » خواهيم رفت . امروز تماشاى زيادى شد . گويا البرز شانزده هزار فوت بلندى داشته باشد . اگر « بارومتر ان‌رئيد » « * » بود مسافت تمام اينها معين شده بود . زياده چه بنويسم .

ورود به پائين‌روچ

پنجشنبه سيم ذيحجه - صبح سردسته سوار شده رو به پائين‌روچ روانه شديم . راه قدرى سخت بود . يك زربه كبك بلند شد . فره‌ها بسيار كوچك بودند پيدا نشدند . توله هم همت نكرد . مختصر قدرى آمده شيخ حسين شكارچى گفت چهار تكه در آن كمر چرا مىكند . بعد از ماندن زياد و دوربين انداختن معلوم شد دروغ بوده . از گردنهء بلندى سرازير شديم تا به ده پائين‌روچ رسيديم . شب چادرها نرسيد . قاطر الموتيها دير رسيد . شب حضرت و الا در آفتاب‌گردان با تولوى خان خوابيدند . من و ميرزا نصر الله در آفتاب‌گردان كار هند كه بسيار كوچك ، و ترك اسب مىتوان بست ، خوابيديم . هوا گرم و پشه بسيار بود . تا صبح به سختى گذشت .

شكارها و شكارچيان

جمعه چهارم - چادرها رسيد . شكارچيها از ديروز تا حال اين شكارها را آوردند . مهدى دينه‌رودى يك تكه هشت سال ، نور الله آوه‌اى يك بز يك سال ، مشهدى محمد ورك رودى يك بز يك سال با يك كبك‌درى ماده آوردند . ناهار كباب بسيار خوب صرف شد . شاخ تكهء هشت سال را براى شيروانى خانهء خودم نگاه داشتم . الموت شكارچيهاى قابل دارد . شكارچى بسيارى در الموت هست . از همه خنده‌دارتر يعقوب گازرخانى است . الحق مثل فدائيان حسن صباح مىماند . گازرخان دهى است كه قلعهء حسن صباح معروف بالاى آن است . نمىتوانم تفصيل هيكل او و تفنگ او را بنويسم . تفنگى دارد كه هيچ قنداق ندارد . گويا از عهد حسن به يادگار مانده ، و كلاه او مال نود سال قبل است به شكل مخصوص . بارى بايد ديد . به تعريف نمىآيد . بهرام خان شكارچى يك بچه خوك آورد ، داديم طويله كه به شهر ببريم ، براى دختر مستر كندى شارژدافر دولت انگليس سوغات سفر روانه كنم . پريروز شكارچيها نشانه گذاشته تيراندازى كردند . همه خوب زدند . بقدرى خوب گلوله مىاندازند كه چه بنويسم . حضرت و الا عصر حمام تشريف بردند و در راه يك زربه كبك ديده بودند ، شكار نشده
هامش
( * ) اصل : ان‌رئى ،aneroide
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 219 | قهرمان ميرزا عين السلطنه