تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
غذا از گلويشان فرو نرفته . در چهار به غروب مانده دنياى فانى را وداع گفت رحمة الله عليه . در حقيقت شخص خوبى بود . تصور نمىشود كه آدم به اين خوبى باشد . خيلى جاى افسوس است . خداوند از رحمتهاى آخرتى خود مستغنىشان فرمايد . و السلام . 1305

فراشباشى جديد

ديشب كه شب يكشنبه 21 شهر جمادى الاولى بود تگرگ بسيارى آمد . هوا گرفته و رعد و برق بسيارى بود . قدرى هم برف آمد ولى در حقيقت برف نبود . هوا كمى سرد است . الان جلوى بخارى نشسته‌ام بخارى در سوز است . ديروز نعش حاجب الدوله را بردند به حضرت معصومه . فراش‌باشيگرى را به حاجى حسينعلى خان برادرش دادند . الان مصمم رفتن خانهء محمد رحيم خان پسر حاجب الدوله هستم . تا خدا چه خواهد . و السلام . ديشب كه شب دوشنبه 22 بود قريب يك چارك برف آمد . اين برف اول طهران است كه در پنجم چلهء كوچك آمده است . دو سه روز است كه نصير الدوله مخملك درآورده‌اند . امروز اعليحضرت شهريارى به عزم سفر ده روزه به جاجرود تشريف‌فرما شدند .

بازى خسيس در معلمخانهء ارمنيها

ديشب كه شب يكشنبه 29 شهر جمادى الاولى بود در معلم‌خانهء ارمنيها بازى درمىآوردند . غروب عليمردان به من گفت . من محض تماشا با آقا ميرزا آقا و عليمردان و محمد باقر رفتيم . از صندلى دو تومان بود الى سه هزار . من نمىدانستم كه هرچه قيمت زيادتر است جا بالا است . چهار هزار دادم در رديف سوم اتفاق افتادم . ساعت دو بازى ميان آمد . پنج پرده بود . هر پرده‌اى سه ربع الى نيم ساعت و يك ساعت طول داشت . بسيار خوب بازى درآوردند . پارسال هم در معلم‌خانهء دولتى بازى درآوردند . سه شب زيادتر نبود . چندى قبل هم در همين مدرسه به زبان ارمنى دو شب بيرون آوردند . امشب به زبان فارسى بود . تقليد يك خسيس را درآوردند . خيلى تماشا داشت . چون كه ديدن اول من بود خيلى خوب به نظر من آمد . در هر پرده نيم ساعت فاصله بود كه مردم راحت شوند . مهمان‌خانه هم بود . هركس مىخواست غذا و چايى بود . من شام خورده بودم نرفتم . ساعت هشت مراجعت كرديم . موزيكانچى هم بود . بازى خنده‌دارى بود . خيلى حركات آن خسيس بامزه و تماشادار بود . زنهاى فرنگى و ارمنيها زياد بودند . از معتبرين چندان كسى نبود . امشب و فردا شب هم هست . امشب زبان فرنگى است ، يعنى فرانسه . فردا شب زبان ارمنى است . امشب اشخاص معتبر و وزيرمختارها هستند . شب ساعت نه خوابيدم .

شكار در لواسان

صبح بسيار زود بيدار شدم . سه ساعت از دسته گذشته سوار اسب اعوجى شدم .