درآمد . از دم دروازه اميرزاده و آقاى عماد السلطنه جدا شدند رفتند به منزل خودشان .
خيلى خسته شده بودم . شب زود خوابيدم . 1305 .
فوت صارم الدوله
جمعه 4 - امروز از وقت اذان هوا باريدن گرفت . تا بعد از ناهار برف باريد .
قريب يك وجب برف باريد . برف آبدارى است . خيلى سنگين است . هوا قدرى سرد است . امروز نعش صارم الدوله را برداشتند . پريروز عصر مرحوم شد . تازگى از اصفهان آمده بود . و السلام ، 1305 .
امروز كه روز چهارشنبه 9 است حضرت و الا و نواب عليه منزل ابو الحسن خان تشريف دارند . من نرفتم . قريب ده روز بيشتر است كه از صبح تا عصر هوا گاهى ابر و گاهى آفتاب است . بيشتر ابر است . امسال هيچ زمستان نشده است . هوا هواى بهار است . بيدمشك قريب باز شدن است . بنفشه مدتى است باز شده . گل نوروزى كه در شب عيد گل مىدهد و بعضى سالها بعد از عيد مثل پارسال حالا غنچه نموده . هوا بسيار خفه است . بخارى چندان حاجت نيست . زمستان تمام شد روسياهى به زغال مانده .
شهر شوال المكرم 1304 كه به سفر مازندران رفتيم در راه بقدرى زغال حمل مىكردند كه حساب نداشت . چون زمستان پارسال را ديده بودند به گمان اينكه امسال هم همانطور خواهد شد ، هركه توانست به قدر قوه زغال آورد و همه در انبارها مانده .
خدا جزا داد ، و السلام . قهرمان قاجار
عزل ظل السلطان
در روز پنجشنبه دهم شهر جمادى الاخرى - صبح در خانه خبر رسيد كه ادارهء حضرت و الا نايب السلطنه برهم خورد . محمد حسن بك آمد خدمت حضرت و الا كه حكومت فارس به احتشام الدوله مرحمت شد و ادارهء ظل السلطان هم پاشيده شد و معزول از تمام شغل و منصب شد . محمد حسن بك را سرزنش كردم و خندهء زيادى كرديم كه چطور مىشود كه تمام حكومت از ظل السلطان گرفته شود . هرچند گفت باور نشد . كس ديگر اين خبر را نداد تا عصر ابو الحسن خان و دائى جانم آمدند خدمت حضرت و الا كه صحيح گفته است و تمام ادارهجات برهم خورد و تمام فوج و حكومات ظل السلطان را گرفتهاند .
كمال تعجب روى داد . كارى از اين بهتر نمىشد . خداوند عمر شاهنشاه را زياد كند كه بسيار كار خوبى بود . وزارت جنگ را مستقلا به حضرت و الا نايب السلطنه مرحمت فرمودند و ادارهء ولايات نايب السلطنه را گرفتند . افواج دست ظل السلطان و حضرت وليعهد به دست آقاى نايب السلطنه مرحمت شد . در اين دو سه روزه تمام شهر حرفى نمىزنند جز همين حرف . از صبح تا غروب متصل نوكرها خبرهاى متواتر از عزل و نصب حكام مىدهند . هردو نفرى كه عبور از هرجا مىكنند حرفى نمىزنند جز حرف ظل السلطان و تحقيقات در باب عزل او . هركس حرفى مىزند ولى هيچكدام راست