1305
فوت محمد تقى بك
چهارشنبه 16 شهر محرم الحرام 1305 - محمد تقى بك كه ناخوشىاش خيلى زياد شده بود ديروز كه روز شنبه 15 شهر محرم 1305 هجرى بود مرحوم شد . امروز بقدرى اوقاتم تلخ است كه نمىتوانم اين دو كلمه را بنويسم . از وقتى كه از سفر آمديم اين بيچاره ناخوش شد و هى ناخوشى بر ناخوشىاش افزوده شد تا حال كه دنيا را وداع گفت . قدرى حالش بهتر شده بود كه مىتوانست راه برود . يك روز در خانه چلو و پلو طبخ كرده بودند ، يك چماق دستش گرفته بود و رفته بود نزديك تا توانسته بود خورده بود و هركه جلو آمده بود با آن چماق زده بود و رد كرده بود . روى چلوها يك خربوزهء بسيار شيرين ميل كرده بود . خوردن و اسهال گرفتن يكى بود . طورى اسهال گرفت كه روزى سى دست عمل مىكرد و سه چهار روز بعد مرحوم شد . خيلى خدمت به من كرده بود و خيلى نوكر خوبى بود . اولى كه از سفر آمديم من هرچه گفتم بيا برويم به شهر آنجا حكيم خوب دوا و غذاى خوب است گفت اينجا بهتر است . قبول نكرد و خودش را به دست حكيمهاى ناشى بد داد تا به آنجا رسيد كه از دست در رفته بود . مثلا عبد الله خانى هست ارمنى كه به خدا هيچ طبابت سرش نمىشود . آمده اين را معالجه مىكرد . روز سير با قدرى كرت ( ؟ ) به اين ناخوش مىداد تا حال ناخوشى حصبه را كسى با سير دوا كرده است ؟ اينطور طبابت مىكرد . من از حضرت و الا كاغذ مىگرفتم به حكماى خوب كه بروند محمد تقى را معالجه كنند ، هركدام مىرفتند معالجه او را نمىكردند . الان عبد الله خان كه سير مىداد . خدا انشاء الله مىآمرزدش ، به حق محمد ( ص ) و آله . پدرش در كربلاى معلاست . نعشش را به قم بردند . زياده و السلام ، 1305 قهرمان .
سهشنبه سلخ شهر محرم - چند روز بود كه گلوى آقاى عماد السلطنه به شدت درد مىكرد . دو سه شبانهروز هيچ قوت از گلويشان پائين نمىرفت ، حتى آب هم نمىرفت .
دو روز كه قدرى آب هندوانه مىدادند آن هم با قورى خيلى به سختى مىرفت . طورى شده بود كه چه بنويسم . اگر با قورى مىخواست آب بخورد دو نفر سرش را نگاه