بود ، از گردنه رد شديم . پائين گردنه چادر ايلات بسيار بود . تازيها يك بز خفه كردند .
راه از دره است . ولى بهمن راه دره را مسدود كرده است . راه ديگر بود اسمش راه كافر گردنه بود ، بسيار سخت . به صعوبت رد شديم . از گردنه سرازير شديم . همه راه پياده آمديم . از بالا صحراى لار پيدا بود . به رودخانهء هرازپى رسيديم . آب خيلى داشت . از رودخانه رد شديم . باد خوبى مىوزيد . قدرى رفتيم چند كلاغ نشسته بودند .
من يك تير در هوا انداختم نخورد . جاى ديگر نشستند . سوار بودم ، در سر سوارى روى هوا زدم . رفتم سرش را بريدم . به محمد تقى دادم . تند رفتم رسيدم به حضرت و الا . آقاى عماد السلطنه عقب بودند . ديدم آقابك جلودار به تاخت مىآيد . پرسيدم گفت چند شكار در دم رودخانه ايستادهاند مشغول آب خوردن هستند . به حضرت و الا عرض كردم . آمديم برويم كه ديديم عماد السلطنه تاخت مىكند . يقين شد كه شكارها به دو افتادهاند . بىحاصل بود نرفتيم . آمديم بالاى لار در دم رودخانهء سفيداب افتاديم .
اين آب سفيداب سرچشمهاش در بالاى كوه نزديك معدنهاى زغالسنگ است . چند آبشار خوبى دارد . خيلى تماشا دارد . ناهار را خورديم . پيش از ناهار آقاى عماد السلطنه تشريف آوردند هيچ به شكارها نرسيده بودند . يك جلوك « 1 » شكار فرموده بودند . بعد از ناهار خوابيدم . عصر به سر آبشارها رفتم . خيلى تماشا داشت . خيلى هواى خنكى داشت . شكارى ديده نشد . زغالسنگ متصل مىبرند به جهت ضرابخانه و كارخانهء چراغگاز . در نزديكى چادر ما كاروانسرائى هست ، خيلى چيز گران مىدهد . مثلا قوطى كبريت دانهاى ده شاهى ، در شهر يكى سهتا پول است . كاغذ سيگار دانهاى صد دينار ، در شهر يك پول است . همه چيز را همينطور . هوا خيلى خوب است . امروز صبح چند قاطر و يابو در كوه خرزهره خورده بودند مثل آدمهاى مست تلوتلو مىخوردند . خيلى تماشا داشت . شب « سوپ » بسيار خوب با « كتلت » خورديم .
زردقبا - بستنى تمر
چهارشنبه 28 شهر شوال المكرم - صبح نيم به دسته مانده سوار شديم . چند گردنههاى سختى بود ، ولى راه را تازه ساخته بودند و بسيار خوب بود . بار زغال بسيار مىبرند . از گردنهها رد شديم . در ميان دره افتاديم . گردنههائى كه گذشتيم دو گردنهء معتبر بود : يكى اسمش گردنهء كبود ، ديگرى گردنهء كو . اين دو گردنه بسيار بلند بود .
بعد راه به دم رودخانه افتاد . خيلى كوههاى سختى بود . بعضى جاها دره بسيار تنگ مىشد . دو تير به كلاغ حلال انداختم نخورد . دم رودخانه نسيم سردى مىوزيد . رودخانه خيلى تماشا داشت . از روزى كه از شمران درآمديم جز دو كبك كه من و ابو القاسم ديديم كبك ديگر ديده نشد . خيلى غريب است در اين كوهها و اين درهها كبك نباشد .
سنگهاى سياه يكتخته در اين سمت و آن سمت رودخانه بسيار بود . سه ساعت از دسته گذشته وارد قريهء يالو شديم . يالو ده خوبى است . در بلندى واقع شده است . رودخانه
هامش
( 1 ) - ظاهرا پرندهاى است . در صفحهء بعد هم آمده است . در شكاريه « جلود » داريم . در صفحهء 132 جلوت آمده .