تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1587

مساهمون:

ص١٥٨٧
كه در رشت انگليسىها درست كرده‌اند جزو دسته خواهند بود . اما عامه ملتفت به حقايق امور هستند . بعد بيرون آمده ، منزل پهلوى رفته ، نبود . نوشتم اگر بتواند مغرب طرف خانه فرخى بيايد ، قدرى صحبت نموده ، راهى رفته باشيم . بعد به دكان آقا سيد جواد عيادتى نمودم . يك گلابى هم از رزق او قسمت من شد . بعد به خانه آمده ، ناهار با احمد و ننه اسماعيل و علاحده هم مشهدى صادق آش گوجه خورديم . قدرى خوابيده ، بعد چايى .

دشمنان نام و شهرت سليمان ميرزا و مساوات و تقىزاده

عصر بيرون آمده به خانهء آقا ميرزا احمد خان قزوينى رفته ، گفت روز فاتحه به قدرى جمعيت رفقا به منزل من آمده كه هشتى و دو اطاق پر شده بود . بعد صحبت . بيرون آمده مقارن غروب از خانهء عين الممالك گذشته ، آنجا بود . باهم گردش‌كنان تا منزل فرخى رفته ، قصد حضرت عبد العظيم نموديم ، بعد فرخى نگذاشت . چايى خورده ، الموتى هم اتفاقا رسيد . صحبت حقه و شارلاتان بازىهاى سيد عبد الغنى و فدايى و شيخ عبد العلى و حماقت گيوه‌چى و اين‌كه بدبخت‌ها طمع و حرص آن‌ها از سردار معظم و صدرايى و ملك و نجات بيشتر ، بىعرضگى و رذالت و پست‌فطرتىشان از همه اشخاص پست پست‌تر . مىخواهند كه اسم سليمان ميرزا و مساوات و تقىزاده هم به ميل دولتىها و انگليسىها از ميان برداشته شود و اين‌ها عوض آن‌ها داراى وجاهت هم بشوند ، آن هم در ظل اسم خلخالى ، اردبيلى ، يكانى و افجه‌اى . اى بدبخت‌ها برويد و جلو [ ى ] شهوات خودتان را بگيريد . بعد گرسنه‌ام بود . شام فرخى را آوردند . من هم نان و كباب خورده با رفقا همه بيرون آمديم . فرخى و الموتى به‌سمت شمس العماره . من و عين و پهلوى به‌سمت خانه ، پهلوى و عين هركدام در راه جدا و من به خانه آمده ، شام مسماى بادمجان و چلو داشتيم . ميرزا محمد قزوينى هم آنجا بود . بعد خوابيديم .

رفع كدورت از كمره‌اى

جمعه عاشورا . - صبح بعد از چايى بيرون آمده به خانهء آقا موسى رفته ، روضه‌خوان ملا جواد عراقى بالاى منبر ، نيش انگليسى [ زد ] ، كه « امروز در مدينه