تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1578

مساهمون:

ص١٥٧٨
فرخى خورده ، قصد ملاقات مستوفى را داشت كه بگويد دكتر مهدى خان پروپاكان مىكند كه مستوفى براى رياست جمهورى خوب است . آيا شما هم ميل [ داريد ] و به او سفارش كرده‌ايد ؟ من گفتم اين قسم بد است و دكتر را هم گمان مىكنم تحريك انگليسىها به او شده كه مستوفى را ضايع نمايند . خوب است به مستوفى بگوئيد دكتر چه شده كه اين كار را مىكند .

فرقه دمكرات ، دست چپ

بعد باهم بيرون آمده ، به منزل آمده ، قدرى اصلاحات باغچه را كرده ، يك و نيم به غروب بيرون آمده ، سر واگون ، فدايى با درشكه رسيد ؛ سوار شدم . جليل‌آباد پياده . بعد من به خانهء گيوه‌چى رفته ، عين الممالك ، آقا سيد عبد الغنى ، فرخى ، الموتى ، پهلوى ، من و گيوه‌فروش از غروب تا دو از شب صحبت . نتيجه اين شد كه اصلاحاتى در طرز تشكيل فرقهء دمكرات به اسم دست چپ شده ، مشغول شويم . قرار شد عصر شنبه منزل بنده . بعد قرار شد فاتحه‌اى براى خيابانى در منزل بنده گرفته شود . اعلاناتى كه در جريدهء رعد و ايران از صبح يكشنبه تا سه‌شنبه ، مردم مطلع شوند . بعد فرخى با آقا سيد عبد الغنى به ايران و من و الموتى به رعد رفته ، آقا ميرزا على قمى با كمال ميل قبول [ كرد ] كه بىپول درج نمايد . اما از ايران خائف كه خودش درج نكند ، به مشير الدوله يا حشمت الدوله هم اطلاع دهد كه مانع رعد هم بشوند . بعد با الموتى سه از شب از ادارهء رعد بيرون آمده ، من به خانهء پهلوى رفته ، قبول را گفتم . بعد سر راه به آقاى عين الممالك هم گفتم . بعد خانه آمده شام خورده خوابيدم .

مجلس ترحيم خيابانى

جمعه سوم محرم . - صبح بعد از چايى ، بيرون رفته جريدهء ايران اعلان را نداشت . رعد نوشته بود . خيلى خوشحال شدم . آقا شيخ حسن خان و آقا شيخ حسين خان را ديده ، ترتيب اسباب ختم را بابت قند ، زغال ، چايى ، قهوه ، تنباكو ، اسباب ختم از قبيل جزوه و لوازمش و قارى ، قليان ، فنجان ، زيرسيگارى ، تورى و غيره سفارش نمودم ، قبول كردند . بعد بازار رفته ، مسجد سيد عزيز الله روضه ،
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1578 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا