كشته شدن خيابانى در تبريز
بعد صحبتهاى زيادى از شقاوتكارىهاى مخبر السلطنه در تبريز و كشتن خيابانى و سرتيپزاده و آن هنگامهها را نموديم . ناهار مفصلى ، بعد خواب و چايى .
وكلاى متحدهء سردار معظم
عصر بيرون آمدم ، فرخى را منزلش رفته ، ديده ، آقا شيخ حسين طهرانى و پسر شيخ يزدى هم آنجا بودند بعد بلند شده رفتم به ادارهء رهنما . معلوم شد مقالهء من درج مىشود . اما افسوس داشت كه مطبعه حروفش خراب است . بعد بيرون آمده منزل احياء السلطنه رفتم . قدرى با او صحبت تا مقارن مغرب اعتماد الملك آمد . قبلا هم دكتر مىگفت كه چند روز قبل سردار معظم ، وكلاى متحده وعده و عصر نرمان را دعوت و وكلا اظهار تنفر از مشير الدوله و خيلى اظهار خدمتگزارى در باب معاهده نمودند . نرمان از تملق زياد آنها بدش آمده بود و گفت ما از مشير الدوله خوشحاليم . بعد من بلند شده در راه فريد الدوله همدانى رسيد . گفتم كى آمديد ؟ گفت پانزده روز است با برهان آمدم . بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه دوم محرم . - صبح بعد از چايى ، مشغول بنايى و عملگى با مشهدى صادق . بعد سليم خان با يك نفر قاسمآبادى آمد كه گندم سالور را از مستأجر ضياءآباد گرفتيم . خيلى از مشهدى على آقا كه اسمش بود اظهار امتنان نمودم . بعد آنها رفته من هم بيرون آمده به دكان آقا ميرزا عباسقلى خان ، از آنجا به بازار ، [ روزنامه ] رهنما را گرفته ، مقالهء من درج شده بود اما مغلوط و حروف لايقرء « 1 » ، محو شده و غيرمصحح و اسقاط شده .
مستوفى و جمهورى
بعد از بازار به خانهء فرخى رفته ، اظهار داشت كه معين بوشهرى از طرف كابينه اظهار داشت كه شما را قصد تبعيد به كرمانشاه يا كرمان يا همدان و ماهى صد تومان مخارج ، چون عليه رشتىها جديت كرده بودى . بعد ناهار آبگوشت با
هامش
( 1 ) . ناخوانا .