حسن خان كه متحمل تمام كردن كاغذ براى استخلاص محبوسين نظميه كميته مجازات شده به زودى دعوتى از مهركنندگان نموده ، دو نفرى براى بردن به هيئت وزرا تعيين شود . بعد به خانهء آقاى اديب السلطنه براى اينكه چرا جواب عرايض بنده را كه تشكى از آقاى بقاء الملك نمودهام كه مرا از ابتلاى اسبابهاى امانتى بيرون نمىآورد ، رفته ، جمعيتى زياد توى حياط نشسته ، بقاء الملك [ هم ] بودند .
با كمال دلتنگى از صدمات ايشان ، مذاكرات مزيد بر عداوت ايشان و مجروح شدن قلب من افزود . گفت جواب شما را نوشته فرستادم . آمدم خانه ديدم كارت ايشان كه نوشته بودند ، اثر سمّ اسماء كه در كوزهء [ امام ] حسن مجتبى ريخته بود نموده . كارت آقاى نجات با محمد على واله [ ؟ ] هم روى ميز بود . امروز هم شنيدم كه قزاقها منجيل را تخليه و به چهار فرسخى قزوين عقب نشستهاند تلفن از هيئت وزرا رسيد كه صبح ما به مدرسهء علوم براى امتحان مىرويم ، شما نيم به ظهر بيائيد . بعد شام خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
يكشنبه 28 ذيحجه . - صبح بعد از چايى احمد به اداره [ رفت ، به او ] سپردم كه افراد شهريه [ بگير ] را از پهلوى اگر صورت برداشته ، گرفته بياورد . بعد شيخ العراقينزاده آمد . قدرى صحبت . بنا شد مقاله مرا در [ روزنامه روز ] پنجشنبه درج نمايد ، بعد رفت . من هم بيرون آمده دو و نيم به ظهر دكان آقا ميرزا عباسقلى خان . گفت اكبر آقا را خيلى صدمه زدند و دوازده خروار گندم چپاول ملك او را تصديق دادند ؛ پنجاه خروار به اينقدر رسيد .
در حضور مشير الدوله
بعد به ادارهء مرآت الممالك رفته ، مشغول صحبت . نيم به ظهر فاضل عراقى آمد .
برحسب وعده رفتيم بادگير ، نزد رئيس الوزرا . ورقهء تاريخچهء عريضه محبوسين كميته مجازات را مشير الدوله خواهش كرد من خودم در هيئت [ وزرا ] مىخوانم و جواب را تا هفتهء ديگر مىرسانم . آيا محبوسين كسى كفيل آنها مىشود ؟
گفتم كفيل هست . اما كار آنها خاتمه و حل شود بهتر است . بعد بلند شده با فاضل به نظميه آمده ، تفصيل را به آقايان محبوسين عرض نموده ، بعد فاضل مرا با درشكه به اصرار به منزل خود برده ، ناهار آبگوشت بادمجان كشك لذيذى با پنير و خربزه و انگور و مخلفات خورده بعد خوابيديم . من زودتر