تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1532

مساهمون:

ص١٥٣٢
گفتم شما اجلّ شأنا از توصيه هستيد . بعد صحبت متفرقه شد . نجات با ملك بناى گله و تكدر از هم را كه داشتند گذاشتند . در ضمن معلوم شد كه ماه رجب دو سال پيش در جايى اين آقايان تشكيليون كميته با بودن خلخالى و تنكابنى و افجه‌اى قرار گذاشتند كه دو نفر از دسته خلخالى را آن‌ها جزو كميته بكنند به شرط اين‌كه اين‌ها هم ضد تشكيليون و تشكيل را جزو اتباع كميته وثوق الدوله بنمايند . اين بود كه تنكابنى و خلخالى منتخب به كميته شدند .

بحث سياسى

بعد تا سه به غروب آنجا بوده از آنجا بيرون آمده ، بازار به دكان آقا ميرزا ماشاء الله دوخته‌فروش رفته ، مميززاده ، ميرزا ابراهيم خان و ميرزا سيد يحيى خان هم آنجا بوده . آقا ميرزا ماشاء الله گفت در مقالهء شما ، آقايان اعتراض دارند . پرسيدم : چيست ؟ مميززاده گفت چون ما فرقه نيستيم و داخل به سياست نبايد بشويم چه حق داريم مقاله به اين‌كه ضد بلشويك نيستيم بنويسيم . گفتم مقاله من از قول فرقهء دمكرات يا غيره نيست ، از قول ملت است . ما هر فردى رسميت [ از ] حيث ملتى را داريم . گفت چون مقاله به سليقهء من تند نيست ، ما مهر نمىكنيم . گفتم اين مقاله از زبان ما چند نفر طرفدار بلشويكى نيست ، بلكه از زبان عموم است . گفت ما بىخود عسس بيا ما را بگير نبايد بشويم . آن‌ها به ما كارى ندارند كه ما بگوئيم ما با شما دشمن نيستيم . گفتم چون انگليس از حلقوم ملت در قزوين و جرايد اثبات محاربيت و دشمنى اسلامى ملت را با آن‌ها نمود ، ما از اين مقاله مىخواهيم نفى آن اثبات را بنمائيم . گفت من ورقه‌اى را مىنويسم كه در آن ورقه عاشقيت مرا به بلشويك‌ها برساند و دشمنى مرا با انگليسىها . در دلم خنديدم و گفتم كه باطنت به عكس است كه اگر طرفدار انگليسىها نبودى به نظميه خراسان ، تو را وثوق الدوله نمىفرستاد و اگر تو را مطمئن نبودند ، بعد از كثافت‌كارىها كه از خراسان به طهران آمدى ، تو را در اداره مستغلات طهران ، بينش انتخاب نمىكرد . اما ظاهرا به مميززاده گفتم شما اين جرئت را داريد كه عشق به بلشويك و ضديت با انگليس را اظهار داريد ، من ندارم و شما لازم نيست اين ورقه را مهر نمائيد . بعد ميرزا حبيب الله خان آمد و ورقه را خوانده ، مهر نمود . آقا ميرزا ماشاء الله هم