تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1530

مساهمون:

ص١٥٣٠
آخوند هم و خوب آدمى است ديده ، سيد عبد الغنى هم آنجا بود . قدرى صحبت ، بلند شده ، در راه آقا ميرزا محمود اصفهانى و شيخ اسماعيل سعد الدوله‌اى را ديده ، مقاله را خوانده تصديق [ كرده ] و نسخه خواستند ؛ وعده نمودم . بعد به خانهء آموزگار رفته ، آقا ميرزا على ، پدر زنش و صدر الاشراف محلاتى هم آنجا بود . قدرى صحبت و به صدر الاشراف گفتم از شما در خصوص جنگل تنقيداتى شده و باعث تنفر من از شما شد . منكر شد . بعد بيرون آمده ، به خانهء فدايى رفتم . الموتى ، حاج ناظم التجار ، زنوزى ، ضياء الواعظين و اردبيلى هم آمدند . بعد جواب مشير الدوله را در خصوص استخلاص محبوسين كميته مجازات از نظميه كه همين دوروزه ترتيبى به جهت محاكمه آن‌ها مىدهيم نقل شد . بعد قرار شد الموتى و زنوزى اين‌دفعه از طرف ماها بروند ، به توسط اديب السلطنه با مشير الدوله ملاقاتى نموده ، جدا مطالبه سرعت در اقدام را بنمايند و روز چهارشنبه دو به غروب منزل اردبيلى برويم جواب را بياورند آنجا .

اشتباهات مدرس

بعد بلند شده به فاتحه خواهر آقا مير سيد محمد بهبهانى به مدرسه حاج ابو الحسن رفته ، ختم تمام و تسليت مختصرى داده به خانهء لواء الدوله ذخيره ، بعد از ظهر رسيده ، مدرس و سه نفر از اتباع بودند . ناهار كته و خورشت بادمجان ، دوغ ، طالبى ، تخم‌مرغ ، آبگوشت و مخلفات خورده ، خيلى مدرس مشتبه بود ، از اشتباه اگر صورتا [ بيرون ] نيامد ، ليكن اشتباهش لق شد . جنگلى و تبريزىها را اهميت نمىداد و مىگفت بايد شاه را نگاهدارى نمود و ميرزا سليمان خان پروپاگان رياست جمهورى مستوفى الممالك را مىنمايد . تمام مطالب مدرس را رد نمودم . بيچاره كم‌عمق و مشتبه و جيرجيرو است . بعد خوابيده و مقاله مرا مىگفت بىفايده است . بنده به لوا كه سست در مهر [ كردن ] مقاله شده بود فهماندم كه مدرس ملتفت بعضى مطالب نيست . بعد چايى خورده بيرون آمدم . سه به غروب به خانه آمده ، يمين الملك آمد ، قدرى مهملات و يك نسخه از مقاله گرفت كه به مهر برساند . چايى خورده ، بيرون آمديم .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1530 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا