موليتر . و تحريك اطراف عليه ارامنه و تعديات [ به ] آنها مىنمايد ، بعد كه وارد خانهء پهلوى شده ميرزا عباسقلى خان و ميرزا حاج آقا هم آنجا بودند . قدرى صحبت اوضاع گفته شد ، بعد آنها رفته ، پهلوى اظهار ماندن من و صحبت كردن شد . بالاخره شب را ماندم . شام چلو و مسماى بادمجان پنير و گرمك خورده خوابيدم .
دعوت از رفقا
چهارشنبه يازدهم ذيقعده . - صبح بعد از چايى مشغول تحرير كارت پستال براى دعوت تنكابنى ، خلخالى ، اردبيلى ، افجهاى ، مجله ، آقا شيخ حسين طهرانى ، گيوهفروش ، حاج على نقى تيرفروش ، سعيد العلما ، مؤيد الاسلام ، شيخ حسن خان ، ناظم التجار ، آقا عبد المطلب ، بقاء الملك ، آقا سيد عبد الغنى ، فدايى ، الموتى ، پهلوى ، مرآت ، عين الممالك ، آقا شيخ ابو طالب ، پرويز و آقا شيخ مهدى تبريزى كه روز جمعه پسفردا قبل از ظهر تشريف آورده مذاكراتى براى استخلاص محبوسين نظميه ، شش نفر بشود .
مذاكرات با وثوق السلطنه
در اين ضمن وثوق السلطنه برحسب وعده آمده ، مذاكرات زيادى بدوا براى رفع سوءظن من از خودش نمود . بعد در خصوص مقاله من كه ما ملت ايران دشمنى با بلشويك نداريم ، چون مستحضر از نيات و مقاصد آنها نيستيم و نيز از بابت محبوسين نظميه و نيز از بابت انتخابات و تغيير حكومت قزوين و جاهاى ديگر و عزل ويستادهل صحبتهاى جالبى من نمودم كه همه را تصديق نمود . در بين ميرزا على آقا خواهرزاده مرحوم لله آمد . گفتم من فعلا با آقاى وثوق السلطنه مشغول همين مذاكرات هستم . بعد ايشان رفته ، بعد از ساعتى ديگر وثوق السلطنه رفت و گفت كه من تمام اين مطالب را به رئيس الوزرا مىروم و مىگويم ، با همان روح مؤثر كامل كه بيان كرديد ، بعد رفتند .
آه از ظلم فوق العاده
من هم تتميم تحرير خود را كرده بيرون آمده . بازار رفته كارتها را به صندوق پست ريخته قند و بادمجان گرفته به خانه آمده با بتول و ننه اسماعيل ناهار