حكومت قزوين از اين مطالب ، ممنوع ، و حبسىها مذاكره مىشود . و روى پاكت هم نوشته بود كه كاغذ شما در خصوص جلسه جمعه ، الان رسيد و فورا اطاعت شد . كاغذى هم لواء الدولهء ذخيره نوشته بود كه فردا صبح مىآيم . جواب دادم تشريف بياوريد . در ضمن شام آقاى مرآت الممالك و عين الممالك آمده ، نيم ساعتى صحبت ، بعد آنها رفته . شام خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه 12 ذيقعده . - صبح بعد از چايى مشغول تحرير ، مرآت الممالك آمد كه برويم ديدن سردار جنگ . چون خانه ، كسى نبود عذر خواستم . بعد لواء الدوله ذخيره آمد ، دو ساعتى تفصيل لايحه سوسياليزمى مستعان را خواند خيلى خنده كردم كه « دست من و حلقههاى زلفت - مستعان و سوسياليزمى ، پاى شتر و علاقهبندى » بعد صحبت مدرس ، وثوق السلطنه . بعد از من خواهش كرد كه چيزى بنويسم كه رفع شبههء مرا لواء الدوله كرد و من ديگر از شما مكدر نيستم و شما با لواء خوب رفتار نمائيد . گفتم ابدا من به وثوق السلطنه در خصوص اشخاص و سفارش وارد نمىشوم . بعد از ظهر لواء رفت . بعد من و بتول ناهار نان ، پنير ، خيار و سركهشيره خورده خوابيدم . بعد از خواب قدرى تحرير و بيرون آمدم .
اوضاع تأسفبار اصفهان
بعد به خانهء سردار جنگ رفته ساعتى صحبت راه و متفرقه را براى من نمود و در اين ضمن قريب صد تلگراف از عناصر مختلفه اصفهان كه زود بيائيد ما از تحصن خارج نمىشويم تا شما حركت كنيد . واقعا از اين بازىهاى رشكى و ماسى ، خنده و گريهام گرفت كه چهقدر بدبخت مردم كه از شدت ترس يا تملق يا غيره اين همه دروغ تلگراف ، و طرف هم باور مىكند . اين نيست مگر ظلم زياد كه يا از دست غير يا از دست اين مىكشند . بعد گفتم شما به قونسول انگليس تعرض نكرديد كه چه حق تو داشتى كه به سردار اشجع مستقيما مىنويسى كه فرخى را دستگير و علاوه او را متهم به فساد و شرارت و دعوت بلشويكى مىنمائيد ؟ گفت قونسول اول به خودم اين حكم را نموده بود ؛ خندهام گرفت . بعد بلند شده به خانهء مشير اكرم رفته توى اطاق حاج امام جمعه خويى ، آقا على نجمآبادى و اتباع ، ملك الشعرا و جمعى