نرساند و مردم هم ناچار ترياك مىكشند و لو به قاچاق هم بشود . از اين جهت ما قرار گذاشتيم وضع مباشرى از طرف دولت باشد ، ضرر ، نفع مال خود دولت و ربطى به اداره تحديد ندارد .
در مذمت سردار رشيد اردلان
بعد قدرى مذمت سردار رشيد را نمودم و به اميرين معزز و مفخم سرزنش نمودم كه همچه عنصرى را چرا توسط نموديد ؟ منكر شدند و تحاشى نمودند .
بعد امير معزز از شقاوتكارى سردار رشيد كه وقتى انگليسىها ايل سنجابى را بمبارده نمودند ، قريب سيصد چهارصد نفر زن و مرد و بچه ايل سنجابى پناهنده به ايل سردار رشيد شد و اين شقاوت مآب تمام آنها را در توى ايل خودش چپاول و حتى بىعصمتى و چهارصد ماديان و اسب قيمتى آنها را گرفت .
بعد من خداحافظى كرده با عين الممالك بلند شديم و بيرون آمده ، گردشكنان من به خانه رسيده خوابيدم .
اقدام عمومى براى استخلاص محبوسين
سهشنبه دهم ذيقعده . - صبح بعد از چايى قدرى تحرير ، سه به ظهر حمام رفته ، بعد از حمام خانه آمده ، ناهار ، خواب و چايى . بعد بيرون آمده به خانهء اعتضاد حضور كه صبح آمده بود رفته ، ركن الملك برادر حكيم الملك و يك نفر ديگر آنجا بود . قدرى صحبت . بعد بلند شده ، دكان آقا ميرزا عباسقلى خان با اكبر آقا صحبت . بعد بازار آمده ، بين راه ، وطن و برادرش كه از حبس تازه بيرون آمده بودند [ را ] ديدم ؛ متذكر گرفتارى بقيه محبوسين [ شده ] و گفتند حس نمىكنيم مرخصى به آنها داده شود ، و ليكن ما حاضرين همه قسم فداكارى براى آنها بنمائيم و شما هر دستور بدهيد رفتار نمائيم . بعد بنده به دكان گيوهفروش رفته ، گفتم گمان مىكنم اقدامى عمومى براى استخلاص محبوسين لازم است . او هم گفت حاضرم . قرار شد صبح جمعه دعوتى از رفقا نموده بيايند مذاكراتى بشود .
بعد بلند شده نيم از شب برحسب استخاره به خانهء پهلوى رفته ، فاضل عراقى و آقا سيد حسين بروجردى قبلا بيرون رفته بودند . گويا آقا سيد حسين طرفدار اقبال الدوله براى ادارهء خالصه و ارزاق [ است ] كه رياست با مسلمان [ باشد ] نه با