تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1511

مساهمون:

ص١٥١١
اگر به هيئت آمديد با ملايمت صحبت نمائيد . بعد سوار واگون و در ميدان توپخانه پياده به دكان آقا شيخ حسين گيوه‌فروش رفته قدرى صحبت و قرار گذاشتم شب يكشنبه الموتى ، ضياء الواعظين ، آقا سيد عبد الغنى و آقا عبد المطلب را خبر [ كرده ] و قدرى صحبت نمائيم . بعد مراجعت و به دكان استاد حسن خان رفته كه فردا شب يا من منزل او و يا بالعكس كه رفع دلتنگى او را نموده باشم ، نبود . بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

چهارشنبه 4 ذيقعده . - صبح بعد از چايى ، قدرى تحرير ، بعد بيرون آمده سوار واگون به نظميه خدمت محبوسين رفته ، قدرى صحبت . از آنجا استاد حسن خان نجار را براى رفع دلتنگى كه چند روز قبل تغيّر نموده بودم ، او هم همين قسم . دعوت فردا شب را از او نموده ، قبول نمود . بعد به ادارهء مرآت ، نبود . در راه ، دكان آقا ميرزا نور الله مطبعهء كليميان ، ضياء الواعظين و آزاد مرا دعوت و چايى و سيگار ، آزاد ، آزادانه به ما داد . مقاله‌اى كه در خصوص تقاضاى مليون از دولت كه ماها نسبت به بلشويك‌ها بىطرف هستيم و نوشته بودم ، براى آزاد و ضيا خوانده تصديق و تمجيد نمودند . بعد بازار ، از مشهدى عباس مطالبه كرباس [ كردم ] . گفت بعد . بعد بادمجان و طالبى گرفته به خانه آمده ناهار خورديم .

اجازهء نشر مقاله

بعد من كاغذى به مشير الدوله نوشته ، اجازهء درج مقاله را در جريده ، چون حكومت نظامى بود خواسته رفتم خانهء آقاى مرآت ، چايى خورده ، گفت نزد حكيم الملك رئيس علوم بفرستيد . من هم اطاعت و به حكيم كاغذى نوشته ، مرآت الممالك قبول رساندن را نمودند . بعد بلند شده پياده به خانهء سردار مقتدر سنجابى رفته ، نبود . از آنجا مراجعت و يك از شب رفته به خانهء آقا شيخ ابو طالب تبريزى روضه رفته ، حاج پيشنماز ، آقا ميرزا باقر تبريزى كه تبعيد شده و جمعى آنجا بودند . بعد از اتمام روضه و صحبت با شيخ . ساعت سه از شب بلند شده ، در راه حاج محمد آقا تاجر مرا به خانه برده ، قدرى تحقيقات سالور را از او نمودم ، بعد شام اعيانى ، خورشت با چلو آورده ، خورده ، آنجا خوابيدم .

[ امور روزانه ]

پنجشنبه پنجم ذيقعده . - صبح از خانهء حاج محمد آقا بيرون آمده به خانه آمدم . قدرى تحرير و كاغذى از حكيم الملك ، جواب من رسيده بود كه چون
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1511 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا