تبعيدىهاى همدان
جمعه ششم ذيقعده . - صبح بعد از چايى يك نفر آمد ، معلوم شد ميرزا اسماعيل خان زارعزاده [ است ] كه سركميسرى بازار همدان بود و جزو پنج نفر كه از همدان ، انگليسىها تبعيد و به هند برده بودند ؛ فريد الدوله ، شيخ على همدانى ، برهان المتكلمين ، اين شخص هم بوده . قدرى صحبت اوضاع همدان و طباطبايى همدانى را كه معنا مربوط با روسها و بعد با انگليسىها و قصد وكالت در همدان را دارد . بعد از ساعتى ايشان رفته ، من هم بيرون آمده به خانهء وقار السلطنه رفته ، ناخوش و بسترى بود . آقا مرتضى نجمآبادى هم آنجا بود .
ساعتى نشسته صحبت اطراف و تحير از عمليات كابينه . بعد مقاله خود را كه از زبان ملت كه با بلشويكها ملت بيطرف است خوانده ، وقار السلطنه تصديق نمود و گفت من هم امضا مىنمايم .
بعد بيرون آمده به خانه آمدم . ناهار خورده ، بعد از قدرى تحرير و چايى بيرون آمده به خانهء مرآت الممالك رفته ، قدرى صحبت . بعد از چايى بيرون آمده به خانهء آقا حسين نجمآبادى رفته ساعتى خلوت صحبت . واقعا آدم ساده و خيال مىكند كه سياست جانورى است « 1 » بعد از مدتى صحبت تفصيل اينكه انگليسىها خيال دارند ما را دچار جنگ با بلشويكها با اين كابينه كه به ملى مىخوانند بنمايند . ما هم بايد پيشبينى نمائيم و يك مقاله از زبان عموم كه به امضا برسد نوشتهام ، بعد خواندم ، تصويب نمود . گفتم شما امضا مىنمائيد ؟
گفت بايد با رفقا صحبت نمايم . بعد قرار شد عصر دوشنبه بروم و او را ببينم .
بعد بيرون آمده نسخهء مقاله را كه پريروز به آزاد وعده كرده بودم بدهم . درب خانه چون نبود به زنش داده بعد به خيابان و به خانهء عتيقهچى رفته ، ساعتى صحبت و قرار شد صورت مقاله را فردا به او برسانم كه او نوشته و به امضاى جمعى برساند . بعد ساعت دو از شب بيرون آمدم .
قبل از ورود به خانهء عتيقهچى ، آقا ميرزا على همدانى شيرازى را ديده خيلى از اينكه حقيقت او را فهميدم كه چون نسبتهاى بدى به ميرزا كوچك خان مىداد و متنفر از او شده بودم ، به او گفتم . دست و پا كرد ، عتيقهچى ردش نمود .
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .