تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1510

مساهمون:

ص١٥١٠
خانه آورده ، صد [ تومان ] ديگر پول سفيد در خانه به او دادم و يخ خانه خريده ، بعد بيرون آمده ، دوازده تومان پول هم براى اكبر آقا كه روغن سابقا داده بود و خيال گرفتن وجه او را ابدا نداشت و هرچه مىگفتم طفره در قبول مىنمود . به آقا ميرزا عباسقلى خان دادم كه به او بقبولاند . بعد به‌سمت خانهء لواء الدوله رفته ، بعد از ظهر رسيدم . حاج واعظ آنجا منتظر بود . لوا هم با يك نفر ديگر . گفتم ناهار بياورند ، آورده ، خورده ، خوابيديم .

فهرست كاركنان وثوق الدوله

بعد بيدار شده ، صحبت شد و يك صورت عريضه‌مانند از زبان ملت كه ما با بلشويك چون مقاصد و تقاضاى آن‌ها و طرفيت آن‌ها را با خودمان نمىدانيم ، جنگى و دعوايى نداريم و دولت ما هرچه بكند از طرف خودش است ، نوشته ، آن‌ها هم صورت جمعى را كه جلسات و براى وثوق الدوله كار مىكنند چه به جهت ارجاع او به رياست وزرايى و چه براى رياست جمهورى به من داد ؛ ميرزا سيد عبد الله بانكى ، مير موسى خان ، فهيم الملك ، حاج حيدر خان ، امير شوكت ، عماد الدوله [ و ] محمد حسين ميرزا پسرش ، صديق حضرت ، ميرزا اسحاق خان ركن ثابت ، ميرزا سيد رضا خان مدير شعبه جمع ماليات ايالت طهران ، دكتر ولى الله خان ، ميرزا سيد على خان رئيس كابينهء ماليات ايالت طهران [ و ] ميرزا سيد مهدى خان برادرش ، ميرزا حبيب الله خان مدير نواقل ، سردار مقتدر كاشى ، سردار اعتماد ، سردار شوكت ، صدرايى ، حاج محمد حسين رزاز ، شيخ عبد الحسين خرازى ، حيدرباشى مجلس ، نايب حسين مجلس ، ميرزا على اكبر ساعت‌ساز ، اعتماد الملك ، سيد فاضل ، سراج الملك ، صنيع خلوت ، صنيع السلطان ، دكتر حسن خان ، زمان خان ، باقر خان پدر ، ميرزا احمد خان مدعى العموم ، حاج آقا ، بينش ، مهذب السلطان ، منتصر الدوله ، مدحت الممالك ، لسان الملك ، مدير الملك ، حاج معدل و سيد سليم . بعد ساعت دو به غروب بيرون آمده ، برحسب وعده به خانهء مرآت رفته ، يك ساعت دير شده بود . كاغذى به من نوشته به نوكرش داده بود كه حكيم الملك گفت يك مرتبه در هيئت [ وزرا ] مذاكره محبوسين نظميه شده و تعقيب خوب است و محتشم السلطنه درصدد است كه بلكه كارى نمايد و شما