طرفدار هستم ، اما اگر رشتىها كارى بكنند كه تبريزىها را به هر قيمت با خودشان يكى نمايند و كانديد را هم از خودشان و تبريزىها موقوف نمايند .
آنوقت من تأئيد خواهم نمود . بعد از آقا ميرزا حسين عذر خواسته ، گفتم شما تشريف داشته باشيد ، من مهمانم . بعد بيرون آمده به خانهء عين الممالك برحسب وعده رفته تلفن زدند كه آقاى مرآت الممالك هم بيايند . جواب داده بود بعد از ناهار . ناهار خورده ، بعد چايى . عين الممالك گفت دعوت امروز خانهء شيخ محمد حسين بههم خورد و گفت من دعوت نمىكنم . گويا تفصيل آن شب مجلس و خانهء مرآت السلطان را به او گفته بودند . گفتم پس چه كرديد . گفتند امروز در خانهء بقاء الملك قرار شد يك به غروب جمع شويم و ترتيب دعوت 24 نفرى كه ما را معين براى اين كار نمودند بنمائيم و تفصيل را به آنها بگوئيم .
فرستادهء بىاعتبار
بعد سه به غروب مرآت آمده عمليات كابينه را از فرستادن سردار فاخر به رشت و . . . « 1 » اوقاتش تلخ بود و مىگفت جايى كه مستوفى خودش حاضر براى رشت و مذاكره با آنها حاضر شده باشد و اين مطلب شهرت هم كرده باشد حالا سردار فاخر كه هيچ عنوانى در مليت و وطنخواهى به واسطهء ارتباط با انگليسىها ندارد چهطور رشتىها ديگر به دولت ، اقبال حرف زدن را مىنمايند . يك ساعت به غروب بلند شديم . من به خانه آمده ، پاكتى هم از حشمت الدوله آمده بود و تقاضاى ملاقات مرا در وزارت داخله يا خانه خودش نموده بود . بعد مغرب بيرون آمده ، از راه خيابان گردشكنان يك از شب به خانه ميرزاى اورنگ رفته ، حاج عز الممالك و دكتر سعيد الملك نامى هم آنجا بودند . تا ساعت سه از شب مشغول صحبت . بعد به منزل آمده شام خورده خوابيديم .
اسناد آرميتاژ اسميت
شنبه 30 شوال . - صبح بعد از چايى بيرون آمده به چاپارخانه پهلوى رفته ، خيلى صحبت و اطلاعات تبريز را نقل كرد كه با دولتىها به واسطهء لفظ
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل .