تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1501

مساهمون:

ص١٥٠١
به افكار سادهء ملى كه به ما قوت قلب بدهد . گفتم دست خودتان است كه عملياتى نمائيد كه به آن اعمال ، جلب عامه بشود . تا ساعت سه از شب در كنار درياچه چهار نفرى صحبت . بعد بلند شده به خانه آمده شام آبگوشت خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

چهارشنبه 27 شوال . - صبح بعد از چايى بيرون آمده گوشت و يك سير سولفات خريده به خانه آمده ، ده مثقال بتول و شش مثقال من از سولفات خورده مشغول خواندن و افتادن شده ، ناهار نخورده . بعد عصر ميرزا رضا خان سلماسى و حاج پيشنماز سلماسى تشريف آورده ساعتى صحبت . ضرغام گفت خسته شده و اين معاش مرا كه سى تومان ماهى و در مأموريت سفر هم روزى يك تومان فوق العاده مرا با اهل‌وعيال و اطفال كفايت نمىكند . مىخواهم بروم يك طرفى ، شما كدام را صلاح مىدانيد . گفتم من متحيرم و اگر قواى مختلفه كه در اين ايران موجود شده اگر روحا يكى بود حيرتى نداشت . بعد از مدتى صحبت بلند شده آقايان به منزل‌هاشان ، من به خانهء الموتى برحسب وعده رفته ، آقا سيد عبد الغنى و آقا عبد المطلب بوده ، تا اول مغرب ، گيوه‌چى و ضياء الواعظين هم آمده مشغول صحبت .

تنها شرط موفقيت ملت

آقايان گفتند در تحت اسم ديگرى مثل سوسياليزم يا اكثريون كار نمائيم . من گفتم فقط در تحت اسم دمكرات [ كار مىكنم ] و به اسامى ديگر من معتقد نيستم . همين‌قدر اجزاى ادارات دولتى را كه راه ندهيم مسلما موفقيت با ملت است . آقا عبد المطلب هم با من شركت داشت ، اما سايرين گفتند به اسم دمكراتى كار نمىكنيم . بعد هم قرار شد كه در پس‌فردا جمعه آقا عبد المطلب عنوان نمايد كه ما با اهل ادارات و نوكرهاى مستقيم و غيرمستقيم دولت نمىتوانيم كار نمائيم . من گفتم من هم طرفدار مىشوم و به همان‌قدر كه عدم رسميت دو كميته انگليسى اين‌ها را من مدلل نمايم و اقرار گرفته شود كه از دمكرات قديم بايد رژيم بسته شود مرا كافى است . بعد ساعت دو بلند شده ، من برحسب وعده به خانهء حاج صادق رفته ، قدرى صحبت رفتن پسرش به رشت براى وصول طلبش و حكايات عمليات بلشويك‌ها در خود رشت و مازندران و افتراى اهالى به آن‌ها كه افتراچىها يا