تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1485

مساهمون:

ص١٤٨٥

محور بلشويكى - جنگلى

بعد دهخدا و من در اهميت تهيه افكار براى بلشويكى مذاكره كرديم و اينكه جنگل هم همين عقيده را دارد . بعد گفت از جنگل فرستاده بودند و براى من حقوقى معين كرده بودند كه با اعتصام الملك برويم جنگل و جريده‌اى داير و به امور آن‌ها كمك نمائيم . چون شنيدم كه بين ميرزا و رشتىها مناقشه واقع شده و به ميرزا تاختند كه چرا دواير دولتى كه قابل كشتن بودند شما آن‌ها را رها و بخشيديد و بايد آن‌ها را كشت و ما ديگر به اين عقيده شما نبايد رفتار نمائيم . ميرزا گفته بود پس من « هم‌عقيدگان » خود را برداشته به جنگل مىروم ، شما خود دانيد . من رفتن به رشت را موقوف نمودم . با آقا عماد پسر آقا ضيا پانزده تومان و ذره هفت تومان و حسابى هشت تومان بيشتر نبود و از راه سينك و افجه كه يك شب منزل صبا و از آنجا بيراهه به رشت بروند و از اين پول‌ها من قدرى به آن‌ها كمك كردم . حاج ميرزا يحيى دولت‌آبادى هم سابقا تفصيل تجمع طبويى را گفت كه چند نفر از قبيل حكيم ، فطن ، اديب السلطنه ، شرف الملك و غيره بودند كه مرا دعوت و گفتند با صلحا بايد جمع شد و براى مملكت كار كرد ، هركدام اشخاص خوبى داريد خبر نمائيد و اسم آن‌ها را بگوئيد . هركدام چند اسمى [ معرفى نموده ] و خود طبويى يك ورقه داراى بيست اسم درآورده خواند . بعد همهء اسامى را در يك ورقه جمع تا اينكه جلسهء بعد ديدم اسم حاج آقا شيرازى و سردار معظم هم نوشته شده و سيد ضيا هم معلوم شد سرّى شركت دارد . حاج آقا را طبويى [ خط ] زد و سردار معظم را حكيم الملك ، من و دو نفر ديگر . بعد يك روز ديدم طبويى با اتومبيل سوار و با سردار معظم وارد ، من ديگر نرفتم . بعد معلوم شد ليست اسامى را طبويى به جهت وثوق الدوله فرستاده بود . وثوق اسم حاج آقا را اضافه بر اسامى نموده بود . طبويى به اسم رد هيئت به وثوق رسانده بود كه هيئت ، حاج آقا را نخواستند . بالاخره عصر از منزل دهخدا بيرون آمده به خانهء اورنگ برحسب وعده رفته ، استرآبادى و آقا مرتضى بوده بعد عين الممالك و اردبيلى هم آمده خيلى صحبت از اينكه مشير الدوله شانه خالى كرده و بعضى كه خير [ او ] حاضر [ به ] تشكيل كابينه است و منتظر خبر لندن هستند . بعد گفته شد كه بين شاه و وثوق الدوله
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1485 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا