در تعقيب رهايى كميتهء مجازات
بعد به نظميه رفته ملاقات آقاى ارداقى و آقاى عماد را نموده ، صحبت خود را كه با عضد السلطان و نصرت السلطنه كه مأموريت به آنها بدهم براى اين كار نمودم . خود آنها نيز گفتند كه كاغذى به توسط منصور همايون كه به صاحب اختيار و او به شاه برساند دادهايم . بعد از خدمت آنها بلند شده به تأمينات رفته ، احوال غلام حسن سرقه الدوله دامت شوكته را از اجزاى تأمينات پرسيده ، از آنجا به خانه آمده ، ناهار خورده . بعد تا اول غروب منتظر عضد السلطان مانده ، نيامد .
منصور السلطان مزلقانى با برادرش آمده وكالتنامهاى آورد ، اقرارش را نوشتم .
بعد بيرون آمده از خانه عين الممالك تلفن به عضد السلطان زده ، جواب داده بود كه الان از شميران آمده و عذر مىخواهم كه گرفتار بودم . فردا دو به ظهر مانده مىآيم . بعد به خانهء مشير اكرم رفته كه تسبيح او يا احتشام الملك كه ديشب در خانه ما جا مانده بود به او بدهم ، مانع از آمدن من شدند و شب را همانجا مانده شام با عصمت السلطنه و مشير اكرم خورده ، مشغول صحبت متفرقه و وحشت از بلشويكى شده ، بعد خوابيدم .
تعجب از رفتار پهلوى
دوشنبه 18 شوال . - صبح قبل از چايى از خانهء مشير اكرم بلند شده به خانه آمدم ، بعد بيرون آمده به چاپارخانه پهلوى كه مىرفتم افجهاى را ديدم كه نزديك خانهء پهلوى ، مرا كه از دور ديد به عجله باريك شد و خود را به در خانهء پهلوى رساند ، در هم معلوم بود پيش بود باز كرد و فورا تو رفته ، در را پيش كرد . من هم به چاپارخانه رفته ، نشاهاى كلم را به احمد داده كه به خانهء دهخدا برساند . بعد خودم به قدر ساعتى با آقاى پهلوى توى حياطهاى عقب صحبتكنان اصرار به دادن ميتينگ براى نطق لويد جرج كه قرارداد مسكوت عنه بماند تا مجلس . بعد اظهار داشت كه چرا كار نمىكنيد ، شما كه با اين اشخاص مبرز نمىتوانيد كار كنيد اينها را دور بيندازيد و از كسبه و كاركنان جاى اينها بياوريد . خواستم بپرسم افجهاى را وقت آمدن ديدم رفت منزل شما و حدس زدم كه ورام و تكران و غيره آنجا هستند ، استخاره كردم بد آمد . اما خيلى تعجب كردم كه چه شده كه به من نگفت . بعد از ساعتى صحبت بيرون آمده به منزل آمدم .