تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1476

مساهمون:

ص١٤٧٦
واقعا خيلى بالذت و مؤثر بود . بعد شام خيلى عالى . بعد ضياء الواعظين هم رفت و خوابيديم .

توافق بر سر برگزارى ميتينگ

دوشنبه 11 شوال . - صبح در خانهء ميرزا غلامحسين چايى خورده رو به خانه آمدم . ناهار خورده خوابيدم . بعد بلند شده توى حوض رفته بعد به خانهء عين الممالك رفته ، اورنگ ، الموتى ، استرآبادى ، اردبيلى و آقا مرتضى هم بوده و آمده ، صحبت در لزوم يك ميتينگ [ شد ] كه ميتينگ‌هاى دسته موفق الدوله و معدل شيرازى كه روح آن‌ها فاسد است جبران بنمايد . و بعدها بتوان ريشه تقاضاى ملى را ميتينگ خودمان قرار دهيم . به اتفاق تهيه ميتينگ قبول شد . چهارده نفر ديگر را هم قرار شد براى پس‌فردا عصر منزل استرآبادى دعوت و هيئت‌مديره تهيه نمائيم . تا ساعت يك و نيم از شب آنجا ، بعد با آقا سيد جليل بلند شده خانهء بغوز برار ديدن ورام و پهلوى رفته ، دو از شب گذشته بود . رفته بودند . بعد به خانهء پهلوى رفته ، گفت تا حالا منتظر شماها بوديم ورام رفت . قرار شد فرداشب يك از شب با اردبيلى رفته قدرى با پهلوى و ورام صحبت نمائيم .

شرايط چهارگانهء مشير الدوله

پهلوى نقل كرد كه مشير الدوله نرمان را ملاقات و گفته بود به چهار شرط قبول مىكنم ؛ يكى بودن مستوفى در كابينه و دادن سيصد هزار تومان هر ماهى و عزل نصرت الدوله و تجديدنظر در معاهده . نرمان گفته بود نصرت الدوله در لندن مشغول كار است و حالا موقع عزل او نيست . بگذاريد تا دو سه ماه ديگر و تجديدنظر در معاهده بماند تا موقع تشكيل مجلس ، به نظر مجلس . در بودن مستوفى در كابينه و دادن وجه ، كابينه لندن حرفى ندارد . بعد آمديم . اردبيلى به خانه‌اش . من هم به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

سه‌شنبه 12 شوال . - صبح بعد از چايى ، عين الممالك آمد گفت ديشب سه و نيم از شب فدايى و افجه‌اى از بازارچه حاج شيخ هادى مىرفتند . گفتم يا خانه خلخالى [ براى ] كنكاش [ مىرفته‌اند ] يا به خانهء اردبيلى كه ببينند با من چه