است به طهران در خصوص مقاصد خودمان تلگراف [ كنيم ] و 25 نفر را امير مؤيد از اعيان و وزرا و رؤساى احزاب و اصناف غير از ملكوكين مثل وثوق الدوله و قوام السلطنه و امين الملك به تلگرافخانه خواست و صورت تلگرافى كمرشكن [ به ] كابينه مستوفى نوشته شد . بعد كه تلگرافخانه برده شد حاج آقا در تلگرافخانه اسم وثوق الدوله و قوام و امين الملك را چون خط خودش بود اضافه كرد . بعد از مخابره امير مؤيد فهميد و بدش آمد اما به روى حاج آقا نياورد . خيلى از صحبتها كه مىرساند كه حاج آقا و مستعان مأموريت از طرف وثوق الدوله دارند اما خود مستعان و حاج آقا هم باهم باطنا خوب نبودند . بعد ثقة الاسلام چايى خورده و رفت . من هم نيم به غروب به خانهء آقا سيد حسين شوشترى رفته كاغذ معامله همشيره با آقا مشهدى رضا را صيغه خوانده و نوشته ، بنا شد فردا كاغذها را ثبت حاج ميرزا احمد بدهد .
كابينهء مشير الدوله
مغرب بيرون آمده در خيابان شنيدم كه مشير الدوله رئيس الوزرايى را قبول كه مستوفى و مخبر السلطنه جزو كابينه باشند . ليكن قصد شاه و انگليسىها آنكه همه قسم مساعدت پولى و غيره با كابينه بكنند و معاهده را هم ترميم و اصلاحى بنمايند و تجديد انتخاب « 1 » هم اگر دولت و ملت راضى به اين انتخاب « 2 » نمىشوند بشود و تبريز را ساكت و رشت را مغلوب نمايند . بعد شنيدم كه امروز عصر در خيابان اميريه خانهء برهان الدوله ميتينگى دادند ، هشترودى افتتاح مجلس را ، بعد سلاح الملك تشكر از شاه و كابينهء جديد كه تقاضاى از آنها اين است كه محبوسين ما آزاد و اشخاصى كه آنها را بىجهت محبوس ، محاكمه و تجديد انتخابات وكلا و اصلاح معاهده و روز دوشنبه عصر در مسجد شاه تتميم ميتينگ . بعد به خانه آمده ناصر الدوله و پهلوى هركدام علىحده پيغام به احمد داده بودند كه من آنها را فردا صبح ملاقات نمايم . شب شام خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
يكشنبه دهم شوال . - صبح بعد از چايى برحسب تقاضاى ناصر الدوله رفته ، او مأيوس و رفته بود . به چاپارخانه پهلوى رفته عذر احمد را كه آبيارى مىكرد
هامش
( 1 ) . انتخابات
( 2 ) . انتخابات