بيانيهء جنگلىها
بعد بلند شده ميرزا حبيب الله خان در پستخانه مرا ديده گفت يك بيانيه از رشت جنگلىها نوشتهء چاپى ، عصر بيائيد منزل من يا در همسايگى من منزل آقا سيد اسماعيل لواسانى ؛ قبول نمودم . بعد به خانه حاج سيد محمد صراف ، ختم پسرش رفته ، وارد شدم ، ديدم ناهار مىخورند . بعد جاى علىحده ناهار براى من آورده خوردم و خوابيدم . عصر بلند شده ، ساعتى در ختم نشسته ، از آنجا بلند شده به خانهء ميرزا حبيب الله خان . از آنجا به خانهء آقا سيد اسماعيل رفته ، دو سه نفرى بودند . معلوم شد يكى حسنعلى ميرزا رئيس محكمه تجارت و ديگر برادرش يكى معمارباشى نام . سواد بيانيه را خوانديم ، خوب نوشته بودند .
تا قريب غروب صحبت . آقا سيد اسماعيل اظهار داشت جمعيتى زياد داشتيم و متفرق شدند ، حال اگر شما مساعدت بنمائيد و من آنها را جمع نموده ، گاهى شما با آنها صحبت نمائيد ، قبول نمودم . بعد بيرون آمده در دكان آقا ميرزا ماشاء الله دوختهفروش نشسته صحبت متفرقه نموديم . بعد به حجرهء آقا ميرزا صدر الدين شبانه رسيديم . تا ساعتى آنجا با او شركايش صحبت مرام بلشويكى و محسنات و تنقيداتى كه سايرين مىنمودند . بعد بلند شده از راه خيابان ، آقا شيخ محمد على قزوينى رسيده صحبت گذشته با خلخالى و بقا و فطن و استرآبادى و اردبيلى و حكيم الملك و ميرپنجه را نمودم . او هم حكايت دعوت خودش را با بعضى نمود . در بين راه حاج ميرزا عبد الله توتونفروش ، عدل الملك و ميرزا داود خان . تا ساعت دو و نيم از شب رفته رو به منزل ، به خانه آمده شام حاضرى خورده خوابيدم .
اخبار گيلان
يكشنبه 3 شوال . - بعد از خواب و چايى بيرون آمده دكان آقا ميرزا عباسقلى خان رفته ، قدرى اوضاع رشت كه دواير دولتى را تماما بيرون و روانهء طهران شده و قزاقها و ساير قشون دولتى كه امر به خلع سلاح شده و تمكين نكردند ، چهل نفر آنها كشته شده ، مابقى تسليم . وعدهاى كه ميل به الحاق عقيدهاى نكردند ، آنها هم سالما بدون سلاح روانهء طهران و مابقى ملحق به جنگلىها شدند و دو هفته