تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1458

مساهمون:

ص١٤٥٨
دولت اگر آن‌ها را كاركن خودش نداند به آن‌ها ابدا پول و كار نخواهد داد . خلخالى بناى افترا زدن به من واگذاشت و گفت شما تنگ‌نظر هستيد و عوام‌فريبى مىكنيد و ابدا كار نمىكنيد . من در ادارات دولتى همه قسم خدمت به ملت مىكنم و تو ترسو هستى . من در كميته دمكرات‌ها شبى كه رأى براى معاهده مىدادند ، علنا عقيدهء خود را اظهار كردم كه مخالف عقيده هستم و فلان و تمام آن‌هايى كه « مرده باد معاهده » جلو [ ى ] شاه گفتند ، جلو [ ى ] دكان من بودند . من فلان ، من فلان ، تو چه كرده‌اى ، گفتم من هيچ كار نكردم ، فقط خودم را حفظ كردم كه جيره‌خوار نشدم . گفت ننهء من هم خودش را حفظ كرده . بالاخره تمام آقايان مرا دوره كرده كه مخارج ما را بده ، ما از دولت چيزى نمىگيريم . گفتم چشم . . . « 1 » بالاخره گفتم من با شما كه اصرار داريد كار كنم هر وقت از روى اساس كار كرديد اطاعت مىكنم و آن موقعى كه از افراد دمكرات قديم تعيين مركزى نموديد ، من رسميت مىدهم جمعيت را و غير از اين شكل به اسم دمكراتى من حاضر با شما نمىشوم . گفتند خوب است ما برويم و با دسته‌هاى ديگر كار نمائيم ، سايرين حاضر ، و منت ما را مىكشند اگر شما حاضر نشويد ، مىرويم با آن‌ها كار مىكنيم . گفتم من مانع نيستم ، برويد . گفتند مىخواهيم با تو كار بكنيم . گفتم به اين شرط كه عرض كردم ؛ فطن قبول نمود . خلخالى خارج از موضوع گفت من نمىتوانم كار بكنم وقتى كه صميميت نيست ، من دشمن با كمره‌اى ، كمره‌اى با من دشمن ، كار از ما ساخته نمىشود . بالاخره ساير آقايان قرار گذاشتند عصر يكشنبه سوم شوال بيايند منزل من ختم مذاكرات بشود . ساعت پنج همه بلند شده ، من به خانه آمده خوابيدم .

[ خاطرات ماه شوال 1338 تير 1299 ]

رجزهاى صمصام السلطنه

جمعه غرّه شوال . - دو از روز گذشته از خواب بلند شده ، ماه را هم ديده بودند و عيد بود . آقا اكبر آقا ، اعتماد حضور ، معير همسايه و چند نفر ديگر آمده ، مشغول صحبت . ميرزا اسماعيل خان كاكا ، دو سه ساعتى بود . بعد آن‌ها رفته ناهار خورده تا نزديك غروب منزل [ بوده ] و گاهى به نشاء كلم . بعد بيرون آمده .
هامش
( 1 ) . نقطه‌چين در اصل .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1458 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا